خاصي را انكار نموده است گمان مينمايد در مقام اشتداد جوهري شيء حاصل از اشتداد بنا بر لزوم بقاى موضوع امرى عارض وزائد بر صورت واقع در اشتداد است وچون هر صورت قابل شدت زمينه وقوه است از براي صورت قبلي ، حركت جوهري عبارتست از بفعل رسيدن صورت قبلي وبفعل رسيدن آن همان قبول اشتداد است وچون اشتداد تدريجي است وحصول از حركت تحقق يافته است ، فرقى بين صورت ضعيف وقوى نيست مگر بشدت وضعف ومراتب شديد وضعيف هميشه بوجود ماهيت واحد تقوم دارد ووجود واحد قابل انتزاع صور وأنواع غير متناهي است لذا حدود منتزع از امر متصل بالقوة در ماهيت واحد يا وجودي واحد مضمن است ولى بنحو انطواى كثرت در وحدت نه تبديل كثرت بوحدت به نحو اتحاد دو شيء متحصل ، لذا جوهري مشتدّ كه منشأ انتزاع حدود است در وجودي واحد اشتداد آن حاصل ميشود نه وجودات مباين از يكديگر وواقع در سلك حقايق متباين جدا از يكديگر لذا هر صورت كامل همان صورت ناقص است مع شيء زائد وهر ناقص همان كامل است مع قيد عدمي ، بهمين لحاظ در مباحث قبل مفصل بيان كرديم كه در نزول وصعود وجود همه مراتب واقع در مقام تنزل يا تصاعد بوجودي واحد موجودند كه اين وجود واحد در قوت وجودات متعدد است « 1 »
هامش
( 1 ) - همانطورى كه در نزول وجود ، جميع عقوليه طوليهء ومراتب برزخيه موجود از تجليات عقول ، بوجودي واحد موجودند واز اين وجود واحد باعتبار امتداد سير نور ومدّ فيض نيّر أعظم وجود ، از هر مرتبهيى مفهوم خاص انتزاع وانفصال وجودي در مراتب وجود محال است ، در صعود وجود نيز ، جميع درجات بوجودي واحد موجود است ودر مراتب اشتداد حاصل از حركت اتصالى انفصال خارجي معقول نيست مثلا بين عقل اوّل وعقل ثاني وبين عقل اوّل وحق اوّل بحسب امكان ذاتي وقوع وجودي عقلي ومجرد ، ممكن الحصول است وبنا بر قاعده امكان اشرف بايد بين حق وعقل اوّل عقلي مقدم وأكمل وأتم از عقل اوّل قبل از تحقق عقل اوّل موجود باشد وبين أو وحق اوّل نيز امكان تحقق وجودي مجرد ، -