صورتي كه اشتداد وأضعف داراى دو وجود ممتاز از يكديگر باشند تباين اين دو ، تباين ماهوى است وفرق است بين دو شيء موجود بوجود واحد واز آنجا كه وجود عين فعليت است دو موجود متحصل بالفعل هرگز واحد نشوند واحد به سوى ديگر نيز متحرك نمىباشد ولى در حركت اشتدادى اگرچه از متحرك جوهري مفاهيم ومعاني مختلف ومتباين انتزاع ميشود ومقولة جوهر در هر آن متصف است به فردى متباين با فرد قبلي ولى به واسطهء التجاى ماهيت وفناى آن در وجود خارجي وتبعيت آن از احكام وجودي ، جميع معاني ومفاهيم منتزعهء از متصل واحد متحرك بوجودي واحد موجودند ومفاهيم وجود وتحصلى جدا از يكديگر ندارند وشيخ - أطاب اللّه ثراه - در اين مقامات حكم ماهيت را در وجود جارى مينمايد وبنا بر جواز تشكيك در ماهيت واحد نيز مىتوان گفت جميع معاني ومفاهيم مختلفه در يك ماهيت واحد مضمن ميباشند وقائل به جواز تشكيك در ماهيت از اين معنا وحشت ندارد وحق با اوست .
بايد دانست كليهء ادلهء شيخ واتباع مشايى در نفى تشكيك ماهوى مصادره بمطلوب است وفقط ادلهء اصالت وجود چون نفى تحقق واقعي از معاني ماهوى مينمايد قهرا ماهيت در جميع احكام مربوط به خارج تابع وجود است از جمله تشكيك وقبول اشتداد وتكامل چه آنكه ميشود بنا بر اصالت ماهيت ، ماهيت واحده داراى عرضى عريض باشد ونفس ذات ماهيت در مرتبهيى كامل ودر مرتبهيى ناقص ، در موطني علت ودر موطني معلول وظل علت باشد ، واينكه شيخ گويد : اگر ملاك تمامى ذات ، مثل انسان قابل تشكيك باعتبار نفس ذات ، آنست كه در قوى حاصل است بايد ضعيف يا متوسط داخل در اين حقيقت نباشد چون از ذاتيات خاص انسان وجوهرياتى كه انسان بآن متقوم است ، فرد ضعيف كم دارد ، واگر ملاك تذوت ذات انسان مثلا آنست كه در ضعيف موجود است ، بايد آنچه زائد در قوى است ، امرى عرضى باشد نه داخل در جوهر ذات ، جواب آنكه اين استدلال در كليات متواطئه
أصول المعارف — صفحة مقدمه 260
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٢٦٠