مىكنند كه سر تا پا كفر وشفاعت است .
* كساني كه در مسأله قدم وحدوث كيفيت صدور وجود از مبدأ جود به جنگ فلاسفه رفتهاند در اين نزاع مغلوب ومورد تمسخر واستهزاء واقع شدهاند اگرچه چند صباحى در بين عوام الناس تنور گرمى داشتهاند وجهت تقرب بجهال ونيل به مناصب دنيوي قدرى پيروز شدهاند ولى مآلا مغلوب گرديدهاند .
غزالى در تهافت در مسأله صدور أشياء از حق اوّل وقدم فيض از فياض على الاطلاق ، دوام فيض را منافى با اختيار دانسته است واظهار داشته است كه ازليت فيض ملازم با اضطرار حق ومستلزم آنست كه صدور أفاعيل از حق نظير صدور حرارت از نار ومثل أفاعيل طبيعي كه فعل از آنها بدون شعور وادراك سر ميزند نفى علم واختيار وارده وشعور از مبدأ فياض است ودر لفظ صدور نيز بناى مناقشه را گذاشته است .
بحث ما در ألفاظ مستند بحق نيست ، سخن در اينجاست كه أهل حكمت علم وقدرت واراده را عين ذات حق ميدانند نه مثل اشاعره كه قائل به زيادتى صفات وخلوّ حق در ذات از صفات كمالية ميباشند ، مسلك حكما در باب صفات عين مسلك أئمة شيعه است با اين فرق كه حكما از طريق عقل وقدماي آنان به حسن متابعت از وحى نفى صفات زائده از حق نمودهاند وأئمة شيعه - عليهم السلام - از طريق علم لدني واخذ معرفت از مقام احديت وجود وأمّ الكتاب حق را جامع صفات كمالية وكليه حقايق از جمله صفات عامه وجود را در عين وجود حق در مقام فناء في اللّه وكليه صفات كمالى را عين وجود خود در مقام وموطن سابق بر نشأت وجود مادي وجسماني خود شهود نمودهاند بنا بر نفى زيادتى صفات ونفى حدوث صفات كمالية حق اوّل در كمال اختيار كه از آن تمامتر تصور نشود مبدأ فياض است أزلا وابدا .
واز آنجا كه حدوث ، وتجدد نحوه وجود ماديات وزمانيات است مفاض موجود در عالم حركات واستحالات حادث زماني واراده واختيار أزلي منشأ اين وجود
أصول المعارف — صفحة مقدمه 255
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٢٥٥