مرتبط باراده وحب وعلم وقدرت اوست باعتبار مدت وعدت غير متناهي است ويكى از صفات أو فياض است كه داراى حد نمىباشد وباعتبار مدت وعدت تناهى ندارد لذا مولى الموحدين فرمودهاند : « ليس لصفته حد محدود » .
در بيان آنكه محدوديت فيض حق با وجوب وجود منافاة دارد وأفاضت أو بحسب مدت وعدّت وذات أو بحسب شدت تناهى ندارد
از بيانات گذشته به منصّه ظهور رسيد كه عالم وجود حادث زماني است ، وفيض حق أزلي ودائمي وابدى است وچون حدوث ذاتي عالم مادة است واين حدوث ناشى از حركت جوهري واشتداد ذاتي وجود است ، فيض نازل از فياض مطلق ثابت ومفاض ومعلول حادث وسيّال ومتحرك است .
در اين أصل مهم بايد خوب توجه نمود كه ذات حق در مقام غيب وجود عين كافهء صفات عليا وأسماء حسناست واينكه گوئيم - ما سوى اللّه - حادث است اين اسم - اللّه - كه ما سواي آن گفته ميشود حادث است وضع شده است از براي ذات جامع جميع صفات ومراد از اين صفات ، أسماء ذاتية مستهلك در غيب ذات نيست چون ذات تعيّن ندارد وبه نحو عدم امتياز صفات ذاتية از يكديگر وعدم تمايز آنان از وجود صرف ذات إلهية ملحوظ واعتبار ميشود وقيد جامعيت أسماء در مقام غيب « 1 » ذات لغو است بل كه اسم اللّه وضع شده است از براي ذات جامع أسماء
و
هامش
( 1 ) - اينكه از أهل عصمت وطهارت وخزائن علم حق وارد شده است - عالم حيث لا معلوم وقادر حيث لا مقدور . . . - مراد ذات غير متعين وحقيقت احديه است كه : - كمال التوحيد نفى الصفات عنه - اشاره بآن مىباشد و - اسم اللّه - مضاف به اسم - الرحمن والرحيم - و - رب العالمين ، مالك يوم الدين - اسماى حاكمه بر مظاهر وجوديهاند از أوليا -