تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 245

مساهمون:

صمقدمه ٢٤٥
غير تناهى دارند وبرهان قائم است بر اينكه مبادى جسماني از جهت تأثير وتأثر ، هر دو تناهى دارند وبهمين دليل صدور فعل از مبادى جسماني مسبوق به عدم زماني است چون أصل وجود موجود مبدأ أفاعيل زماني خود زماني ومسبوق است بعدم زماني واگر موجودى كه صلاحيت از براي مبدئيت تأثير دارد جسماني نباشد وذات أو قبول فنا ننمايد فعل أو دائمي است بدوام ذات أو . موجودى كه مبرّا از جسم وجسمانيات ومجرد از مادة ومقدار باشد بر زمان تقدم دارد ولى تقدم آن ، بر زمان تقدم زماني نيست بل كه تقدم بحسب مرتبهء وجود وقوت ودرجات فعليت است ناچار محيط بزمان ومكان وتقدم آن بر زمان وزمانيات بحسب رتبهء وجودي ومرتبه ومقام علىّ واحاطهء أو بزمانيات ، احاطهء قيومى است از آنجايى كه زمان مقدار حركت است وحركت وارد بر مادة است وصور وارد بر مادة مسبوق الوجود بحركت وزمان است ومادة چون ابداعى است ومادة ندارد مسبوق به مادة نمىباشد بل كه قوام آن بأمر غيبى است با التجأ به صورتهاى پىدرپى ومتوالى واز آنجا كه مادة از جهت قوه وقبول فعليات - قوهء غير متناهي است - از جهت قبول نه از جهت تأثير چون قابل على الاطلاق ومنشأ ديمومت افاضه است ، زمان مبدأ عرضى ندارد واز براي زمان ، زمان تصور نمىشود وسبق ولحوق وتقدم وتأخر ذاتي اجزاى زمان وعرضى است نسبت بزمانيات بنابراين زمان ابتداى زماني ندارد ولى ابتداى وجودي دارد كه همان مسبوقيت منشأ زمان وحركت باشد به امر مجرد مفيض وجود وچون حركت مقوم زمان ، حركت جوهري است عالم مادة هميشه مسبوق است بعدم زماني بهمان تفصيلي كه ذكر شد . بهمين لحاظ أهل معرفت از حكماى مشّا واشراق گويند : - لا يتقدم على الزمان إلا ذات الباري أو وجه من وجوهه - وجه حق فيض حق است وفيض حق از سنخ زمانيات نمىباشد بلكه امرى است ملكوتي ومحيط بزمان وزمانيات ميباشد . از آنجا كه حق متعال بسيط از همه جهات وكافهء حيثياتست ووجود أو صرف