تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 226

مساهمون:

صمقدمه ٢٢٦
است . ولى اين محقق در اين مسأله درست تعمق نفرموده است كه در حقيقت تشكيكى چون تشكيك در يك أصل واقع است قهرا افراد داراى اتصالى وحداني هستند وچون مراتب از تنزلات وتجليات يك أصل واحد موجود شده‌اند ، حصول مراتب ، منافاة با وقوع آنها در سلك وجود واحد ندارد ، ما در حركت جوهر واشتداد وجودي همين اتصال را حفظ مينمائيم ودر جاى خود بيان كرده‌ايم كه وجود بعد از طي درجات نباتى وحيواني وانساني بايد بمقام فناى در واحديت برسد وجامع جميع حضرات شود وبعد از استيفاى مقام جامعيت از هر مرتبهء آن مفهومي انتزاع ميشود ، واز آنجا كه صعود بر عكس نزول از مادة شروع نموده بمقام أصل خود متصل ميشود ، قوس صعودى از قوس نزولى أتم وأكمل است چون در مقام صعود از مرتبهء عقل اوّل وصادر نخست مرور نموده بمقام فناء في اللّه ميرسد . سرّ اكمليت حقيقت محمديه از عقل اوّل از اينجا ظاهر ميشود ، واين مطلب را أهل توحيد از إشارات أهل ولايت وكمل از ورثهء ( محمديه - ص - ) استفاضه نموده‌اند .

نقل واشكال

شارح تجريد صاحب شوارق در مقام ابطال قول به تزايد در وجود از ناحية ، حركت ذاتي گويد : « . . . وهو ان الحركة في كل شيء معناها ، ان يكون المتحرك متقوما وموجودا بين دون ذلك الشيء ( يعنى ذات شيء بايد در مقام ذات مستغنى از امرى باشد كه از حركت حاصل ميشود واين جوهر است كه در ذات بىنياز از عرض وثابت است در أطوار وارد بر خود ناچار در مقولة جوهر حركت واقع نمىشود ) وباقيا بعينه ويتوارد عليه في كل آن من الآنات المفروضة وزمان الحركة فرد من افراد ذلك الشيء . فان معنى حركة الجسم في الأين هو ان الجسم موجود ومتقوم بدون الأين وباق