وجود معتقد است وقهرا حركت در طبائع حمل بر حركت وجود طبائع ميشود وخواجة در صدد ابطال اين عقيدة برآمده است ويا آنكه اين عبارت دليل بر نفى اشتداد وجود است در قوس صعودى نه آنكه بخواهد اشتداد جوهر به معناى حركت ماهيت از وجود ضعيف بوجود قوى را انكار نمايد ومعتقد باشد كه وجود از باب آنكه نزد برخى از مشاء زائد بر ماهيت است قهرا در حركت واشتداد در اعراض مثل حركت در كم وكيف ، ماهيت از مرتبه وجودي ضعيف بوجود قوى منتقل ميشود بانتقال تدريجي واز آنجايى كه وجود امرى زائد بر ماهيت نيست وعين ماهيت است قطع نظر از وجود ، ماهيت داراى تحقق وتقرر خارجي بدون وجود نيست تا آنكه معرا از وجود ، از وجودي ضعيف زائد بر ذات خود ، بوجودي قوى حاصل در ذات خود منتقل شود بانتقال تدريجي . صاحب شوارق كلام خواجة را حمل بر نفى حركت ماهيت نموده است اگرچه بنا بر حركت در جوهر بنا بر مسلك تحقيق از باب آنكه وجود با ماهيت متحد است قهرا ماهيت نيز متصف باشتداد ميشود وحركت در ماهيت ، همان حركت ماهيت در أطوار وجود است بعين حركت وجود در أطوار ومراتب ذات خود وخواجة كه تشكيك در ذاتيات را نفى نموده است به چنين امرى معتقد نمىباشد .
صاحب شوارق « 1 » در مقام شرح كلام خواجة وتوضيح مرام أو گفته است :
« فالتزايد في الوجود هو حركة الماهية متوجهة من وجود ناقص إلى وجود أزيد منه وعكس ذلك هو النقص اعني : حركة الماهية متوجهة من وجود زائد إلى انقص منه ، والاشتداد في الوجود ، هو حركة الماهية من وجود ضعيف إلى وجود أشد منه » .
چون شارح تجريد خود در جلد دوم قسمت إلهيات شوارق به مسلك أستاذ خود گرويده ووجود را داراى مراتب شديد وضعيف مىداند ودر قوس نزول بنا بر وقوع
هامش
( 1 ) - شوارق جلد اوّل چاپ سنگى طهران 1311 ه . ق . ص 47 ، 48 .