تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 212

مساهمون:

صمقدمه ٢١٢
اقتضاى خاص مادة باشد ونفس صورت بالذات فاعل قريب مادة باشد « واز آنجا كه طبيعت مطلقه بانعدام فردى از أو منعدم شود بزوال شخص از صورت ، طبيعت صورت منعدم شود ودر هر دو وجه از جواب اوّل ودوم ، لازم آيد كه در تبدل صور بر هيولى ، هيولى منعدم شود ، زيرا كه بزوال علت ، معلول « 1 » منعدم گردد . . . » همان‌طورى كه حكيم دانا مير صدر دشتكى تحقيق نموده است وصدر أكابر حكما مولانا صدر الملة والدين بيان فرموده‌اند مادة با صورت در وجود خارجي متحد است ودر مقام تحليل ذهن متغايرند واين باين معناست كه عليت ومعلوليت بحسب ذهن است وحال مادة كه جوهري بالقوة مرتبه وحقيقتي مطابق مقام جنس دارد در مقام تحصل خارجي بفصول ، بنابراين مادة مقامي جدا وباقي در مقابل جميع فعليات ندارد مگر باعتبار تحليل ناچار تبدل صور به تجددات ذاتية است واعراض در تحول تابع جواهرند چه آنكه جوهر مبدأ مباشر حركت است نه مفيض وجود آن تا آنكه توهم شود كه وجودي واحد شايد كه در مرتبه‌يى ثابت ودر مرتبه‌يى متحول ومتحرك . از آنجايى كه حركات شخصية بدون وحدت شخص امكان ندارد ، در حركات جوهريه وتحولات ، عرضيه ، ثبات موضوع حتمي وضروري است ، ودر جاى خود ثابت شده است موضوع از مشخصات عرض است وعرض از ناحيهء موضوع موجود شود ووجود وتشخص مساوقند ، ودر حركات كميّه وكيفيّه لازم كه موضوعي ثابت در جميع مراتب وحدود حركت باقي باشد وفرق است بين باقي وثابت باعتباري
هامش
( 1 ) - رجوع شود به بدائع الحكم آقا على حكيم ص 130 ، 131 . حقير در رساله‌يى كه در حركت تأليف نموده است مفصل در اين قسم مباحث بحث كرده است ، در مسائل حركت مشكلاتى وجود دارد ودقايقى موجود است كه آقا على حكيم در بين محشّين ودر برخى از مواضع حواشي مختصر آخوند نوري كه مانند الماس درخشان است متعرض برخى از آنها شده‌اند درك اين مباحث براي طالب حكمت محتاج بحضور درس استادى متأله ومطالعهء دائمي ودقت نظر دارد ، واگر امر تحصيل در فلسفه بهمين قسم كه فعلا مرسوم است دوام بياورد در آينده خيلى نزديك يك نفر پيدا نخواهد شد كه از عهده فهم يك صفحه از كتب ابتدايى فلسفه بر آيد ؛ چه رسد باسفار ومشكلات ودقايق آن .