تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 209

مساهمون:

صمقدمه ٢٠٩
فعليت ميباشد ناچار بحسب وجود خارجي اين دو جهت بالفعل تحقق خارجي دارد لذا تصريح نموده‌اند كه هيولى در حالت فصل ووصل باقي وخود محل توارد وتبدل صور است . وبايد توجه داشت كه قوه وصف هيولى اضافه وصفت داراى اضافه نمىباشد بل كه قوه‌يى است از مقولهء جوهر لذا در تعريف آن گويند : هيولى جوهر بالقوة است آنهم قوهء صرف در قبال جميع فعليات وكافّهء صور . واگر غير قوه صرف مقامي دارا باشد در مقابل جميع صور واقع نشود ، واگر داراى فعليتى باشد از آن جهت كه فعليت است قبول فعليت نمىنمايد وهر فعليتى امتناع مىورزد از قبول فعليت ناچار شيء از آن جهت كه بالقوة است قابل است نه از جهت مباين اين جهت بهمين لحاظ فعليت من جميع الجهات فاقد قوه وقوه صرف از همه جهات عارى از همه فعليات ومعرّا از كافّهء صور است .

بحث وتفصيل

از آنجا كه وجود مساوق فعليت است ، وآنچه كه در خارج تحقق دارد موجود است ومعدوم ذات خارجي ندارد ، اگر مادة جدا از وجود لحاظ شود عدم صرف محسوب شود واگر چيزى قطع از چيز ديگر تحقق داشته باشد خود موجود است ووجود با فعليت يكى است بنابراين قوهء محض جدا از صورت تحقق ندارد اگر داشته باشد خود فعليت وصورت است ناچار مادة وهيولى بوجود صورت موجود است وجهت قهوه‌يى است در مقام وجود صورت وهر صورتي كه در آن جهت قوه باشد ، اين جهت قوه تحقق ومقامي جدا از حيطهء وجود صورت نخواهد داشت قهرا بوجودي واحد موجودند ، نه آنكه دو وجود باشد يكى بالفعل وديگرى بالقوة ، لذا تجدد صور وسيلان آن ، عين تجدد مادة است وتغاير اين دو چون بحسب تحليل