تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 193

مساهمون:

صمقدمه ١٩٣
بود ، پس اجزاى مركب حقيقي را بايد وجودي واحد باشد ، تا بآن وجود واحد در تحت يكى از أنواع متحصله واقعيه مندرج شوند ، زيرا كه در اقسام وأنواع مقولات ، وحدت حقيقية معتبر باشد ، والا حصر در مقولات ، ممكن نباشد . . . » توضيح آنكه اگر دو شيء واقع در دو مقولة ، يكى جوهر وديگرى عرض ، مثل جسم وسواد ، كه يكى واقع در مقولة جوهر وديگرى واقع در مقولهء عرض است ، به جهتي از جهات متحد شوند از باب آنكه يكى محل وموضوع وديگرى حال وعارض واقع شود ، مجموع مركب از اين دو هرگز داراى تركيب حقيقي نشوند باين معنى كه از اين دو ، نوعي از أنواع جوهري وعرضى محقق نمىشود . لذا أهل حكمت گويند : مركب از داخل وخارج ، خارج است ، يعنى خارج از حقيقت جوهر وعرض است يعنى نه جوهر ونه عرض است . از طرف ديگر به مسلك حكماى بعد از صدر الحكماء ، اتباع اين حكيم دانا ، اعراض با موضوعات خودشان بحسب وجود متحدند ، ودليل بر اتحاد صحت حمل است وحكيم محقق آقا على زنوزى طهراني ، در رسالهء - سبيل الرشاد - برهاني خاص بر اين معنا أقامت فرموده است ومسلم است كه همين اتحاد در وجود خارجي كافى از براي آن نيست كه مجموع مركب از دو شيء يعنى دو مقولهء جوهري وعرضى ، از اقسام مركب حقيقي محسوب شود « بل كه بايد بعضي از اجزاى مركب حقيقي ، بر وجه ابهام وجنسيت ، يا بروجه قوه وماديت باشد وبعضي بر وجه تحصّل وفصليت ، يا بر وجه فعليت وصوريت بود بحسب آن وجود واحد كه بهر دو جزء متعلق باشد ، پس آن وجود واحد اوّل بجزء متحصل يا بالفعل مرور كند وپس آن بجزء مبهم وبالقوة . . . » خلاصهء كلام آنكه وقتي اجزاى مركب ، داخل مركبات حقيقي شوند كه يكى از اجزاء قوه ومبهم ومادة ولا متحصل باشد وجزء ديگر منشأ ومبدأ تحصل وعلت وقوع آن در سلك نوعي از أنواع بحساب آيد واز آنجايى كه قوه بدون فعليت