ص 94 ، 95 ، 96 ، باب 6 ) .
* * * برخى از أصحاب خنّاس خيال كردهاند كه ملاك ايجاد وسبب احتياج ممكنات بعلت اوّل وحق متعال حدوث است وأشياء فقط در مقام اخذ وجود بحق احتياج دارند وتصريح كردهاند كه اگر بر حق فنا جائز باشد ، عالم باقي خواهد بود بدون توقف بر وجود حق .
برخى باراده وعلم وقدرت وساير صفات كماليهء زائد بر ذات قائل شدهاند ، نتيجة آنكه حق اوّل در موطن ذات ونفس حقيقت فاقد صفات كمالية است بعضي از حق اوّل نفى علم وقدرت وبطور مطلق نفى صفات كمالية كردهاند وبرخى صفت اراده را حادث دانستهاند وتصريح كردهاند كه در حق بعدد مخلوقات اراده حادث ميشود كليهء اين افراد أهل جاهليت ثاني هستند ودر دوران اسلامى ظاهر شدهاند ودر باطن فرقى با أهل جاهليت أولى ندارند .
بعد از غروب شمس رسالت مردم به واسطهء اعراض از عترت وپشت نمودن به مقام عصمت وباب مدينهء علم حضرت ختمى مرتبت ( ص ) در ضلالت واقع شدند كليهء اين آراء وعقائد نتيجة عدم أطاعت از فرامين حضرت ختمى مرتبت ميباشد .
لذا كساني كه رجوع باهل عصمت وطهارت نمودند اثرى از اين ضلالات در افكارشان ديده نمىشود مگر عدهء قليلي كه طريق مجادله پيمودند واز براي معارضه با أهل حكمت به أوهام متكلمان متوسل شدند ودر مقام ياوهسرائى دست اشاعره ومعتزله را به پشت بستند ، لذا اخبار وآثار وارد از أهل بيت در مباحث مربوط بذات وصفات حق اثرى از اين أقاويل كه كتب كلامي اشاعره ومعتزله مملو از اين خرافات است ديده نمىشود .
أصول المعارف — صفحة مقدمه 177
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ١٧٧