تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 174

مساهمون:

صمقدمه ١٧٤
مىگذارد . بعبارت ديگر بين مفيض ومستفيض بايد تناسب موجود باشد وعقل صرف با مادي صرف مناسبت ندارد پس چگونه موجود مادي از عقل صادر ميشود وبا چه وسيله‌يى از براي نيل بدرجات كمال كسب فيض مىنمايد در حالتي كه نسبت عقل به همه أشياء متساوي است . فيض نفوس را واسطه بين عقل وعالم مادة مىداند چه آنكه نفوس باعتبار آنكه بحسب فعل مادي هستند با ماديات ارتباط دارند واز جهت تجرد ذات بعقول متصلند وواسطه در قبول إفاضات جهت رسانيدن امداد به ماديات . نفوس ناطقه بنا بر مسلك تحقيق بحسب حدوث جسماني وبحسب نهايات وجود روحاني ميشوند وبعد از طي درجات نباتى وبرخى از مراحل حيواني بمقام تجرد ميرسند بعلاوة هر موجودى داراى نفس مجرد نيست واگر قائل بفرد برزخي در أنواع شويم ، فرد برزخي اگرچه جسم است ولى از جهت ماديت مبراست لذا بايد از اشكال مذكور بنحوى ديگر جواب گفت ، نگارنده در مباحث مخصوص بمعاد نفوس در اين مسأله بحث مينمايم . * * * وصل 8 - از باب ششم ص 92 ، 93 - در بيان نحوه تسبيح وتنزيه حقايق است نسبت بمبدإ وجود وحق اوّل « تقدست أسمائه » از مباحث گذشته معلوم شد كه هر شيء داراى ملكوتي است كه باطن وغيب وجود آن شيء وداراى ظاهر وصورتي است وهر شيء داراى قوت ملكوتي است كه جهت ارتباط آن شيء با علت وباطن صورت اوست وبين هر شيء وحق اوّل وسايطى موجود است كه حق اوّل آن را موكل بر وجود آن شيء قرار داده است ودر لسان شرع از آن بملك تعبير شده است وباعتباري وسائل حفظ وواسطه ايجاد وعلل بقا يا ابقاى هر شيء ملائكة موكله از حقند واز باب سريان جهات ملكوت وعالم قوت وقدرت وسطوت در همهء أشياء حيات وعلم وقدرت وعشق بذات وحب بكمال سارى است وهر شيء بقدر