حوصله وجودي خود بعلم بسيط از حق آگاهى دارد وحق اوّل تسبيح وتنزيه وتقديس نمايد .
مسألهء سريان كمالات وجودي در أشياء وبحث شعور فطرى در موجودات عالم شهادت يكى از غوامض علم توحيد است كه در آيات قرآنيه وروايات ومأثورات ولويّه بآن تصريح واشاره شده است ولى أهل حجب از درك اين معنا غفلت دارند ، كساني كه حجب ظلمانى بين خود وملكوت را از بين برداشتهاند موجودات را مشاهده مىنمايند در حالتي كه لسان ذات واستعداد ومرتبهء و . . . آنان گويا به تسبيح وتقديس وتمجيد حق است واين تسبيح ناشى از زبان ذات واستعداد وعبادت ذاتيهء حق اختصاص به همهء أشياء دارد ودر آن عصيان وتمرد وجود ندارد . موجودات در اين امر متفاوتند برخى بجميع السنهء وجوديه حق را تسبيح گويند برخى به بعضي از السنة حق را ميخوانند
« وَما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ »
.
* * * فصل مربوط بأصول ووصولات اين باب مشتمل است بر اثبات دوام فيض حق وقدمت افاضه وايجاد وتقرير اين أصل مهم كه برخى از موجودات دائمي وأزلي وبرخى از أشياء حادثات وزمانياتاند كه باعتبار وقوع در صف نعال وجود مسبوقند بعدم زماني .
جميع موجودات واقع در مراتب وجودي از مجردات وماديات بسبب أسماء إلهية كه حاكم بر عوالم وجوديهاند موجود شدهاند وهر اسمى حكمي دارد وهر عين وصورت اسمى اقتضا نمايد آنچه را كه استعداد ذاتي آن طالب است ونيز اين معنا در اين فصل بيان شده است كه منافاتى بين حدوث أشياء وتجدد مفاض وقدم فيض وجود ندارد .
ونيز منافاتى بين قدم اراده وقدرت وعلم وحدوث مراد ومعلوم ومقدور ومراد نمىباشد ، چه آنكه حدوث ذاتي وجوهري وجودات مادية است وسؤال به