- لم - از ذاتيات محال است هر موجودى داراى مرتبهيى از وجود وهر شيء داراى بهرهء خاصي از كمالات وجودي است كه حق اوّل بحسب لياقات أشياء از باب - العطيات على حسب القابليات - بأنها داده است برخى از أشياء بحسب اقتضاى ذاتي كه غير مجعول است در مرتبهء أوائل أشياء وبرخى جزء وسايط وجودي وبرخى در ملكوت وبعضي از اهالى عالم ناسوتند .
بايد دانست كه حصول تدريج وتدرج در أشياء مادية باعتبار توقف بعضي بر بعضي ديگر است مثل اينكه هر صورت حادثى بايد مسبوق باشد به مادهء قبل وهكذا .
از اين نظر حركت وزمان ابتدأ وانتها ندارند ولى باعتبار نظري وامرى مجموعه عالم ابداعى است وبه تدريج خلق نشده است ونيز نسبت حق بجميع أشياء متساوي است وقرب وبعد نسبت بحق از ناحيهء خلق است نه حق وديگر آنكه صادر از حق وجود منبسط ووجود عام است ومراتب وجودي از ناحيهء قوابل حاصل شده است وامداد وتجليات حق بنحو دوام أزلا وابدا بعالم ميرسد وفيض حق قديم واحسان أو دائم است واز آنجايى حق در عالم زمان واقع نيست ومحيط است بزمانيات ودهريات فعل وفيض أو ابتدأ وانتها ندارد .
مسألهء قابل توجه در اين بحث آنست كه فيض از خزائن عيبى أزلي وابدى است وأسماء حاكم بر عالم در هر مرتبهيى حكمي دارند حكم برخى از أسماء إلهية عام است وشامل همه أشياء ميشود ، برخى از أسماء حاكم بر دنيا برخى حاكم بر آخرت مىباشند ، برخى از أسماء داراى دولت مستعجل وبرخى دائم . برخى اختصاص باهل ملكوت وبرخى از خواص وحاكم ساكنان خرابآباد ناسوتند .
أفاضت از حق بر سبيل اختيار ومسبوق بعلم وقدرت واراده است ، امداد وتجليات حق مستند است به نفس ذات حق وآنچه كه مدخليت در ايجاد دارد عين ذات اوست لذا مختار حقيقي اوست كما اينكه فاعل حقيقي است بنحوى كه اگر آنى ولحظهيى منع فيض نمايد كليه أشياء بعدم ذاتي خود رجوع نمايند ( أصول المعارف
أصول المعارف — صفحة مقدمه 176
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ١٧٦