تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 172

مساهمون:

صمقدمه ١٧٢
تغيرند ، وطبيعت خارجي انسان ويا نبات مثلا از باب آنكه مبدأ تقوم اين اعراض است با اعراض بوجودي خاص موجود است كه ملاك صحت حمل در آن وجود دارد وقهرا اين اعراض متبدله محمولات وارد بر طبيعت مىباشند واز باب اتحاد وجودي تبدل اعراض در جسم از قبيل تبدل مقدار ولون ووضع ، قهرا طبيعت نيز متبدل مىشود به تبدل اين اعراض ، تبدل در طبيعت بحسب وجود خاص شخص خارجي ، تبدل در جوهر وتغاير در اين اعراض حركت در عرض است چون حركت در جوهر ، تبدل دائمي جوهر وشؤون مترتبهء بر اين جوهر ، تبدل در عرض وحركت در هيأت است ( إذ وجود الجوهر جوهر ، كما أن وجود العرض عرض ) بعبارت ديگر اعراض متبدل بر طبيعت از باب اتحاد عرض با موضوع ، بدون تبدل جوهر امكان ندارد ، چه آنكه اين اعراض بالذات بر جوهر وطبيعت حمل ميشوند وچون عرض متحد با جوهر دائما در تبدل است ، نشايد جوهر ثابت باشد وگرنه بايد اين اعراض در نحوهء وجود تبدلى وتغيرى جدا از عرض لحاظ شوند ، ومنضم بجوهر باشند ، نظير انضمام امرى مباين به مباين ، در اين صورت جوهر مبدأ انبعاث عرض نمىشود ، چون اتحاد ملاك حمل است قهرا تبدلات عرضى عين تبدلات جوهري است با حفظ اين أصل كه وجود در جوهر ، جوهر ودر عرض ، عرض است . چون حركت ذاتي جوهر است واز آنجايى كه موضوع طبيعت نسبت بحركت متوارد بر طبيعت داراى جهت قوه است واين جهت قوه مصحح حركت است ناچار صور جوهري حاصل از حركت ويا طبيعت متحرك بحركت ذاتي در أصل وجود محتاج بعلت ودر اتصاف بحركت مستغنى از جعل است ، اين وجود مستند است بجوهر عقلانى مجرد كه أصل ثابت ورب افراد مادي ودر حقيقت طبيعت متقوم است بجوهر عقلانى كه نسبت آن به كليه افراد متساوي است ومادة موضوع حركت قائم است به صورت متجدد ومتغير بانضمام أصل ثابت عقلانى وچون وجود عقلانى أصل ثابت فرد متغير وحافظ نوع متغير در عالم مادة است واز باب اتحاد فرد متجدد مادي با أصل عقلانى جميع تغيّرات وتبدلات وارد بر طبيعت فعل ثابت وجود