وسبب مزاول متصل بفعل جسماني نيستند وخصوصيات خاص هر نوعي منشأ اتحاد آن با رب النوع است لذا تمام آثار از جهت فاعل مباشر از مبادى جسماني صادر ميشود ورب النوع فاعل ما منه الوجود است باذن اللّه تعالى . وآنچه كه منشأ تعدد نوعي ومبدأ آثار ؟ ؟ ؟ متباينة وسبب تعدد وتكثر نوعي است صورت نوعيه است كه از رب النوع به واسطهء استعداد خاص در مادة صادر شده است ورب النوع حافظ نوع است بوجه أعلى وأتم ، واين معنا با اتحاد رب النوع با فرد مادي منافاة ندارد واين اتحاد غير از اتحاد مادة با صورت وغير اتحاد وجود با ماهيت وغير اتحاد عرض وموضوع است بل كه اتحاد حقيقت است با رقيقت كه وجودي واحد داراى ذات وباطن وظهور وتشؤن است كه اين تشؤن متصل برب نوع وظهور آن است كه شيء واحد ظهورى دارد وباطني ، ظهور جهت خلقي وبطون جهت حقي است . واللّه من ورائهم محيط .
* * * أصل اوّل اين باب در اين امر است كه آيا بين أصل صورت جسميهء موجود در همهء أجسام با صورت نوعيه مبدأ تنويع چه نسبتي وجود دارد ، آيا مادة ، داراى دو صورت جوهري وهر شيء داراى دو ذات مبدأ آثار است ؟ آيا حقيقت جسم قابل ابعاد ثلاثهء بالقوة وبنحو ابهام امرى است وصورت جوهري مبدأ آثار همان حقيقت جسم است به نحو تعيّن وتحصّل ومبدئيت اثر ، مثل فرقى كه بين قوة الجسم والجسم المتعين به قبول ابعاد ثلاثة بحسب جوهر ذات موجود است ؟ مادة وصورت جسمية با تبدل صورت نوعيه متبدل ومتغير ومتجدد است ومادة كه قوهء جسم است نه جسم از باب آنكه بالقوة ومبهم الذات ولا متحصل است باقي است ، از باب آنكه در تشخص ، بصورت خاص اتكا ندارد بل كه بمطلق صور قائم است وجسم از باب آنكه خود ماهيت نوعيه است بصورت خاص محتاج است وبا تبدل صورت خاص معدوم وبا وجود صورت نوعيه خاص ديگر وجود خاص ديگر پيدا نمايد - فزوال
أصول المعارف — صفحة مقدمه 154
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ١٥٤