تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 156

مساهمون:

صمقدمه ١٥٦
اما برهان بر وجود حركت ورسوخ فنا وسيلان در ذوات وجواهر عالم مادة آنست كه جميع آثار مترتب بر أجسام مادي ، مستند به طبيعت ساريه در اجسامست واز جمله أوصاف لازم طبيعت حركت وسكون است ، هر ساكنى بالقوة متحرك است ، پس طبيعت متحركست دائما ، بالفعل ، يا بالقوة ، ناچار طبيعت سيال الذات است وتجدد وسيلان جوهري آن ميباشد . اما چرا حركت در جوهر طبيعت باشد در حالتي كه آنچه از حركات وارد بر طبائع است حركات عرضى است از : كم ، كيف ، اين ووضع ، . اما جوهر چرا بايد سيال باشد ؟ دليلش از اين قرار است : بدون شك فاعل مباشر ومزاول حركات عرضى جوهر وذات طبيعت است ، ناچار فاعل مباشر ، مزاول حركت است ، مبدأ حركت ثابت ومعلول بحسب نحوهء وجود ، سيّال ، امكان ندارد ، چه آنكه علت ثابت ملازم است با معلول ثابت ، معلول كه نفس حركت باشد ، چون حركت داراى اجزاست ودر عين حال متصل است وشيء ما دام كه متصف بحركت است اجزاى اين حركت ثبات وبقا ندارند وعلت مزاول مباشر حركت بايد از جهت ثبات علت حركت ، يعنى سبب امر متصرم نباشد وگرنه بايد اجزاء حركت منعدم نشود وشيء غير متصرم الأجزاء حركت نيست ، امرى است ثابت نه بحسب نحوهء وجود سيال وهيچ يك از حكما شك نكرده‌اند كه علت حادث بايد حادث باشد وناچار در اين مقام چاره‌جويى نموده‌اند وخواسته‌اند از اين اشكال لا ينحل جواب بدهند . در اين مسأله بايد بيك امر توجه نمود وآن اينكه فرق بسيار است بين فاعل متصل بحركت كه با اجزاى حركت قابل انطباق است وفاعل موجد حركت كه أصل وجود حركت را افاضه نمايد وفاعل ما منه است نه ما به ومزاول ومباشر ومتصل وهم‌آغوش با حركت - خوب تأمل كن در اين مسأله تا بكنه مرام أهل تحقيق برسى - صورت اجمال اشكال آنكه : حركت در مقولة كيف ويا كم ويا اين ، از
أصول المعارف — صفحة مقدمه 156 | الفيض الكاشاني