تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 153

مساهمون:

صمقدمه ١٥٣
جوهري از آنجايى در جميع أجسام واحد است امكان ندارد مبدأ وجود آثار متباينة گردد واينكه شيخ اشراق واتباع واتراب أو تماميت نوع را بفرد مجرد عقلانى ومثل نوري دانسته‌اند تمام نيست چون نسبت مجرد به همهء موجودات متساوي است ، ناچار بايد مبدأ آثار مختلف ومنشأ تنوع در عالم أجسام ومواد صورت جوهري جسماني باشد واين صورت مادة را داخل نوع خاص نمايد واز آنجايى كه آثار در جسمانيات متباين است وأنواع جسماني در عالم مادة مختلف وهر نوعي داراى آثار خاص آن نوع مىباشد كه با اثر موجود در نوع ديگر تباين دارد . وهمين تباين در آثار ، دليل بر تباين نوعي جواهر مبدأ آثار است كه داخل در ذات جسم است كه از آن در باب حركت تعبير به طبيعت جوهري فاعل مباشر حركت واز جهت تنويع مواد ، از آن به صورت نوعيه تعبير فرموده‌اند . * * * حكماى اشراق از جمله شيخ مؤسس حكمت ذوقي در دوران اسلامى فخر المتألهين شيخ مقتول شهاب الدين چون جسم را مركب از مادة وصورت نمىداند وبه تركيب جسم از دو جزء جوهري معتقد نيست ، قائل است به اينكه هر نوعي داراى فردى عقلانى است كه تماميت نوع بآن وابسته است وچون حقيقت جسم در همه أشياء واحد است ، ناچار فرد عقلانى كه بمنزله روح نسبت بموجود جسماني است ناچار منشأ تعدد نوعي است ، مثلا جسم نباتى خاص وأصل در نوع مخصوص از باب اتحاد يا اتصال به رب النوع خاص خود داخل نوع نبات خاص است وانسان در ميان حيوانات از باب اتصال برب النوع انسان ، داراى آثار خاص انساني است باين معنى كه همهء آثار مترتب بر نوع از طبيعت عديم الشعور سر نزند وفرد مجرد عقلي است كه جسم انساني را تسخير نموده است از براي اظهار آثار خود ، ونگارنده به تفصيل در رسالهء مخصوص باثبات أرباب أنواع در اين باب بحث كرده‌ام واز اين باب است كه قوهء مصوره را أهل اشراق انكار كرده‌اند ، غافل از آنكه أرباب أنواع فاعل مباشر