الباب السادس في الطبيعة وتجددها وفيه معرفة حدوث العالم
در طبائع جسماني ونحوهء تجدد طبائع وكيفيت قوام طبائع متحرك سيّال به أصل ملكوتي خود وتقرير حدوث زماني عالم به عقيدهء مؤلف علامه ، طبيعت جسماني مركب است از دو جزء جوهري ، جزيى بالقوة وجزيى بالفعل كه از جهت مادة وقوه قابل فصل ووصل واز جهت صورت مبدأ فعليت واثر است .
در اينكه أجسام بنا بر نفى تركب جسم از جوهر فرد ، آيا مركب است از دو جزء جوهري ويا آنكه هيولى ومادة امرى عرضى است وجسم مركب از دو جزء جوهري نمىباشد ، بين حكماى اشراق ومشاء اختلاف است وشيخ اشراق در برخى از آثار خود بطور مفصل به تزييف عقيدة حكماى مشايى در اين مسأله پرداخته است ولى صدر المتألهين از مناقشات أو جواب داده است وعلامه فيض در اين مسأله از أستاذ خود صدر الحكماء تبعيت نموده است .
فيض در اين مسأله در مقام اثبات تركب جسم از مادة قابل وصورت نوعيّهء مبدأ آثار مختص بأنواع ببرهان فصل ووصل ، وقوه وفعل اشاره نموده است وچون اين امر مسلم است كه در أجسام قابل حركت وسكون وطبائع واقع در صراط حركات كيفى وكمي واينى و . . . قوه وجهت قبول موجود است واز آنجايى كه جهت قوه با جهت فعليت تنافى دارد ، جهت قوه بتمام ذات همان جهت فعليت نمىباشد ، پس هر جسمي داراى جهت قوه وجهت فعليت است . مرجع قوه بأمري عدمي ومنشأ صورت وفعليت بوجود ومبدئيت اثر است وچون شيء از لحاظ واحد ملاك انتزاع ومبدأ اجتماع اين دو جهت نمىباشد ، پس جسم از آن جهت كه جسم است بذات خود مركب است از مادة وصورت ، مادة حيثيت قبول وصورت