معشوق حقيقي است از اين جهت كه خويش را به واسطهء أو ميشناسند ، يعنى اوّل أو را مىشناسند ، بعد خود را شهود مىنمايند ، برخى از عقول دائما در مقام مطالعه جمال معشوق كل وجمال مطلقند واز كثرت فناء خود را نمىشناسند .
آن دسته از افراد انسان كه بمقام عقلانى رسيدهاند واز انغمار در شهوات پرهيز نمودهاند مشمول كلام حضرت ختمى مقام هستند كه فرمود : للّه في أيام دهركم نفحات الا فتعرضوا . . . ، آيا مراد از نفحه چيست ؟ شايد مراد خواجهء عالم اين باشد كه برخى از مردم در أيام عمر ودوران وجود دنيوي ، گاهى بادراك « 1 » روائح حق واز وزش نسيم جمال مطلق لذت مىبرند واستشمام اين رائحة از أموري نيست كه بشود آن را وصف نمود ، واز آنجايى كه انسان به واسطهء توجه بكثرات وانغماس در تدابير عمارت دنياي خود وتعلق نفس انساني به تدابير جهت جسماني خويش ، نمىتواند بنحو دوام يا أغلب أوقات ، از اين توجه حق كسب فيض خاص نمايد ، اگر أحيانا بر سبيل اختلاس متعرض اين نفحه شود چقدر به سعادت نزديك شده است آيا اين نفحات از قبيل آن جذبات الهيهاند ، كه جذبهء واحد آن سبب سير عارف است در دمى تا تخت شاه ، ويك جذبهء آن مساويست با عمل جن وانس ؟ ويا آنكه اين نفحه ، مبدأ وعلت حصول شوق در سالك است جهت شهود حق از طريق وجه خاص يا وجه عام ؟ والتحقيق يقتضي حالا ومجالا غير ما انا عليه .
* * * أصل 21 ، ووصل 12 باب پنجم أصول المعارف ص 79 - 80 در نحوهء فاعليت
و
هامش
( 1 ) - آيا اين نفحه ناشى از چيست ؟ وتعرض بآن از چه طريق است ، منشأ اين تجلى چه اسمى است وعين قابل آن بايد داراى چه شرائطى باشد ؟ اين مقام نسبت به چه افرادى مبدل به حال ونسبت به چه كساني دائمي است ، اختلاس آنچه شرطي دارد ؟ يا لها من قصة في شرحها طول .نكتهها اينجاست ، ليكن گفتنش * با تو روح القدس گويد ، نى منش