وگفتيم كه جاهل بأسباب قائل باتفاق است ودر اين مورد بخصوص نيز بطلان آن را آشكار كرديم واز براي مزيد توضيح مىگوئيم وقوع مفاسد وتحقق تزاحم در ثمرات ونتائج مترتب بر طبيعت به عقيدة قائل باتفاق نيز از أمور اكثرى ودائمي نيست بل كه اقلى الوجود است واگر اكثرى الوجود بود توليد تناسل وثمرات مترتب بر طبائع حيواني وأصل أصول وعناصر مبادى تركيب باطل مىشد أنواع از ابتداى وجود ومركبات ممتزجات وجود خارجي پيدا نمىنمود .
. . . ولنعمق النظر في تكوين السنبلة عن البر باستمداد المادة من الأرض والجنين عن النطفة باستمداد المادة من الرحم هل يعد ذلك بالاتفاق - باين معنى كه در حبّهء گندم استعداد نمود وجود ندارد ودر صورتي كه در زمين قرار بگيرد يا در آن قوهء تغذيه موجود نيست وآيا اجزاى ارضى ومواد موجود در زمين وعناصر منشأ نشو ونمو وارتقاء بنحو تصادف از محل خود حركت نمود واجزاء بسائط بعد از تصغر خود به خود منتقل به جسم داراى نمو ميشود ؟ ويا قابليت جذب در حبه وقابليت رشد وحيات در نطفه وجود دارد ونيز در نطفه مثلا ويا جسم مستعد نمو مثل حبه قوه يا قوا واستعداداتى است كه اگر در زمينهء مستعد واقع شود از اجزاى ارضى تغذيه مينمايد واستعداد جذب ودفع در آن وجود دارد ؟ ما بالبداهة مىبينيم كه هر حبهيى كه استعداد نمو را از دست نداده باشد وموانع جذب غذا وآفات مانع از تكامل تدريجي در مجاور آن موجود نگردد بالذات متوجه كمال است وكمالات متوارد به تدريج با شرائط خاص در مادة مستعد حاصل ميشود تا به ثمر برسد ونيز مىبينيم كه استعداد خاص در نطفه نباتى هرگز قبول صورت علقه ومضغه ننمايد ونطفه انساني هرگز در صراط نبات بشرط لا مثل أنواع نباتات قرار نگيرد وهمين استعداد خاص در هر مادة بحسب فطرت وذات متوجه به رسيدن به فعليات خاص خود ميباشد ونظام دائمي در جميع مواد از بسائط ومركبات از معدنى ونباتى وحيواني چنان غير قابل انعطاف به نظام ديگرى است كه احتمال تصادف وبخت واتفاق منسدّ ميشود .
أصول المعارف — صفحة مقدمه 139
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ١٣٩