شده است وبرخى از قدماي حكماى يونان در مقام توجيه مذهب اتفاق بيان كردهاند آنست كه تمام آثار مترتب بر طبيعت وخواص لازم مواد واستعدادات از أفاعيل مترتب بر طبيعت نمىباشد باين معنى كه طبيعت جهت طلب غايت متوجه آن باشد چه آنكه فرق است بين آنكه طبيعت بالذات متوجه غايت مترتب بر آن باشد وطلبا للغاية مبدأ فعل وتحريك گردد ويا آنكه فعل ضروري مادة باشد بدون طلب وجمعى از قدما بهمين معنى نظر داشتهاند كه أصل حصول مادة را امرى اتفاقي دانند ومادة موجود بر سبيل اتفاق متصور بصور مختلف ميشود وحصول صور در مواد اتفاقي امرى ضروري است ولازم مادة نه امرى مترتب بر مواد از باب طلب مواد متصور شدن بصور خاص را طلبا للغاية .
مثلا دندان ثنايا كه داراى قدرت وقوت قطع مواد غذايى است ودندانهاى آسيا كه قدرت نرم نمودن غذا را دارا هستند وبهمين لحاظ پهن خلق شده است قطع نمودن مواد غذايى وپاره كردن آن وسائيدن مواد غذايى غايت خلق يا تيزى وپهنى دندانهاى انساني نمىباشد واز باب اتفاق مادة استخوانى در أطراف دهان بوجود آمده واين مادة موجود بالاتفاق غير اين صور خاص را قبول ننموده است واز باب اتفاق دندانها با اين صور جهت بقاء وحفظ حيات انساني نافع واقع شده است .
در جميع أمور طبعى قائلان باتفاق همين كلام را تكرار نمودهاند ودر مقام اثبات مطلب خود گفتهاند اگر ترتب غايات بر أفاعيل طبيعي ضروري باشد ومتصور شدن مواد بصور جهت غايت حتمي باشد بايد دائمي باشد ومورد نقض براي آن وجود نيايد در حالتي كه وجود باران كه غايت آن انفتاح خيرات ونزول بركات است وآن را از أسباب داراى غايت حتمي دانستهاند در كثيرى از أحيان منشأ خرابى وفساد ميشود وعدم التفات باين مفاسد اتفاقي سبب شده است كه مصالح مترتب بر باران را اتفاقي ندانند . ما در مقام نفى اتفاق وبخت مفصل بحث كرديم
أصول المعارف — صفحة مقدمه 138
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ١٣٨