وحيوانات غايت بالذات رجوع صور بمقام غيب وجود است .
بعبارت ديگر در مسألهء اعدام وشرور مترتب « 1 » بر طبائع بايد دانست كه هر طبيعت متوجه بكمال لازم نيست در عالم مادة بكمالات لايق خود برسد واين عدم نيل بكمالات لايق هر نوع در نفوس ممنوعه ، از كمال نيز جارى است ومسألهء موت وذبول وضعف وفقدان حاصل در طبائع ناشى از قصور وكوتاهى طبائع است در برخى از أحيان ناچار شيء متحرك ومبدأ تحريك بغايت لازم طبع وذات خود نمىرسد . واما مسألهء نظام ذبول بايد دانست كه از براي ذبول سبب تصوير ميشود يكى بالذات كه منشأ آن به عقيدة قدماي از حكماى طبيعي حرارت موجود در طبائع است كه به واسطهء غلبه بر بسائط ديگر طبيعت از رشد مىماند وبذبول ولاغرى گرايش پيدا مىكند لذا بعد از رفع سبب غلبهء حرارت شيء متوجه غايت وجود خود كه رشد باشد ميگردد وسبب ديگر كه بآن سبب عرضى يا بالعرض اطلاق نمودهاند نفس طبيعت است واز براي هر دوى اين أسباب غايتى است كه بر آن مترتب ميشود .
غايت فعل حرارت تحليل رطوبت است ونظام ذبول ناشى از غلبه حرارت وفعل حرارت است . طبيعت موجود در بدن داراى غايت است كه حفظ بدن باشد ولى اين حفظ با امدادات متتاليه حاصل ميشود ولى در ذبول مدد حاصل در مرتبهء ثاني مثلا كمتر است از مدد حاصل از مرتبهء قبل وهكذا امدادات رو به تناقص مىرود تا آنكه جسم منحل شود ومادة مشغول به قبول صور ديگرى شود كه در نظام نمو واقع مىگردد وامداد ناقص حاصل در مراتب نظام ذبول نسبت باين نظام عليت دارد ولى عليت وسببيت بالعرض - فهو من حيث إنه نظام يكون فعل الطبيعة ، وان لم يكن فعل طبيعة البدن - وبايد دانست كه حصول هر صورت حاصل در طبيعت ، غايت بالذات از براي اين طبيعت نمىباشد .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به حواشي ملا صدرا بر قسم إلهيات شفا ط سنگى طهران 1282 هق ص 252 شفا ط گ 168 ، 169 .