تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 133

مساهمون:

صمقدمه ١٣٣
نقائص ناشى از انحراف وقصور از مجارى طبيعت متوجه بطرف غايت خاص است كه از آن به ناقص وقبيح تعبير شده است مثل نقص عضو وبد شكلى طبيعي وبرخى از اين نواقص أمور زائد بر أصل نظام موجود در طبايع‌اند مثل عضو زائد در بدن انسان وحيوان به هرحال برخى از اين أمور از اعدام محسوب ميشود وبرخى از زوايد كه برگشت آن بعدم حصول كمال ويا نرسيدن طبيعت واجزا واعضا بنظام خاص بدن وغير اين از أمور . برخى از اين أمور مثل موت وذبول ناشى است از لزوم تناهى مواد وطبائع در مقام تأثير وتأثر وعدم بقاى تراكيب حاصل در عناصر كه ذاتي طبيعت در مقام تحريك وتحرك رجوع بزوال وفناست . اما آنچه كه نقص وقبح محسوب شود - فهو عدم فعل لعصيان المادة - يعنى عصيان مادة وانحراف به واسطهء تأثير علل خارجيه وانحراف طبيعت از مجراى خاص خود است وكسى تضمين نداده است كه طبيعت هر ماده‌يى را بدون قيد وشرط - به غايت خود مىرساند در حالتي كه عالم طبيعت ، عالم اتفاقات ودار تزاحم است وحصول انحراف در طبيعت ووجود نقائص نه دائمي است ونه اكثرى . واين نيز مسلم نيست كه اعدام وشرور لازم طبيعت ونقائص راجع به اعدام غايات طبيعت باشند وغايت شيء وما ينتهى إليه أفاعيل الطبيعة يجب أن تكون من سنخ الكمالات التي يتحصّل ويتحقق بعد استكمال الطبيعة والاستكمال انّما يحصل من الاشتداد الجوهري الحاصل في الطبائع المتحركة . اما مسألهء موت وذبول ، بايد دانست كه سبب موت چيست وكذلك ذبول حاصل در طبيعت كه مقدمه است از براي موت . گاهى ذبول حكايت نمايد از حصول آفات در طبيعت ووجود موانع از سير طبيعت بر طبق مجراى عادى خود وكذلك موت گاهى بر سبيل اخترام است وگاهى طبيعي است به هرحال در موت طبيعي كه ذبول مواد وضعف قواى نباتى وحيواني مقدمهء آن است در أنواع مركبه از نباتات
أصول المعارف — صفحة مقدمه 133 | الفيض الكاشاني