تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 97

مساهمون:

صمقدمه ٩٧
ويا آنكه جهت موجود در يكى از اين مبدأ صدور معلول است ، ديگرى مبدأ تأثير نخواهد بود . اما واحد جنسي از آنجايى مبهم است بواسطة ضعف وحدت وابهام خاص به متعدد مستند مىشود ، مثل حرارت حاصل از حركت وشعاع شمس وآتش وغير اينها از أشياء . أصل ( 15 ، ص 67 ) در اين مسأله است كه جسم وجسمانيات باعتبار حصول در مواد واستعدادات وانغمار در هيولا وفقدان صريح ذات ومتشابك بودن بأعدام ، علت فاعلى امرى نمىشود ، واز آنجايى كه جسم داراى اجزاى مقداريه است وتفرق در اجزاء نحوهء وجود آن مىباشد ونيز از لحاظ تقوم به مادة ، چه بحسب تمام وجود ، وچه بحسب اجزاء وجودي واز باب آنكه شيء غير مجرد فاقد صريح ذات وغير واجد تماميّت هويت امرى عدمي است ، مبدأ صدور امرى نمىشود ، وصورت جسماني متقوم به مادة در أصل وجود ، در مقام ايجاد نيز بايد به مادة متكى باشد ، وشيء مبدأ صدور شيء ديگر بايد قائم بذات باشد نه متقوم ومتحصل بأمري عدمي . بهمين جهت تأثير وتأثر در أنوار جسماني ، بوضع محتاج است ، در حالتي كه معلول بايد بحسب أصل ذات مترشح از علت شود ، واحتياج بوضع منافاة با صدور معلول از علت دارد ، چه آنكه علت مبدأ هويت معلول ومنشأ خروج شيء از كتم عدم بوجود است . شيء مجرد بحسب ذات ومادي بحسب تأثير وتأثر ، مثل نفوس نيز ، مبدأ ايجاد ومنشأ صدور شيء ديگر نمىشود ، چه آنكه مادة ، شرط تأثير موجود مادي بحسب فعل است ، وموجود مادي نمىشود مبدأ اثر شود در امر ديگر بنحو اطلاق ، چه آنكه وضع ومحاذاة شرط تأثير وتأثّر در مادياتست . مراد از وساطت وضع در تأثير وتأثر ، وضع مطلق نيست ، بل كه شيء متأثر در غير بايد با منفعل از خود داراى وضع خاص باشد ، ودر مفارقات ومجردات وضع موجود نمىباشد ، واگر قوهء جسماني در شيء مجرد يا معدوم مؤثر واقع شود ، لازم آيد كه وجود مادة ، يعنى تقوم آن به مادة لغو وعبث باشد ، وحال آنكه قوام به مادة ، با استغناء شيء از مادة ، نحوهء وجود شيء است ، ووقوع هر وجودي در مرتبه‌يى از مراتب
أصول المعارف — صفحة مقدمه 97 | الفيض الكاشاني