نگردد تمام اينها مبدأ حصول وحدت خاص در وضع ومكان وزمان خاص است واين صورت اخيرهء حاصل در مادة ، كه نتيجهء افعال وانفعالات متعدد بود ، صورت است باعتباري ، غايت است باعتباري وهمان غايت باعتباري فاعل وبه جهتي غرض ومبدأ ومتمم فاعليت فاعل است وهكذا .
* * * أصل - 8 - در اين بحث است كه در برخى از أشياء جميع اين علل ودر بعضي از أشياء برخى از علل مذكور در برخى از اشيا از أسباب مذكور سه سبب موجود است در برخى دو سبب ، در عقل اوّل بل كه در جميع ابداعيات ، فقط علت فاعلى وعلت غايى موجود است وعلت غايى نيز در حق اوّل به علت فاعلى برمىگردد ، در حقايق موجود در عوالم مثالي علت مادي موجود نيست ولى باقي علل تحقق دارند ، در اشيايى كه كافه أسباب موجود است ، قهرا ، در اين أشياء علل قوام ، غير علل وجودند ؛ يعنى سبب مفارق در آنها مختلف است ، ومعلولي كه فقط محتاج بعلت است ، ما هو ، ولم هو ، در أو يك شيء است .
در أصل نهم ( ص 60 ، 61 ) ، اقسام علل باعتبار ديگر از تقاسيم ذكر شده است مثل اين كه فاعل بالذات داراى معلول بالذات است كه اين معلول بالذات داراى لازمى است كه باين فاعل بالعرض منسوب است ، مثل تبريد مزاج حاصل از برخى از علل مثل سقمونيا ، كه اين تبريد از باب آنكه فعل بالذات آن استفراغ صفراء است بالعرض به سقمونيا منسوب است ، چه آنكه نقصان « 1 » حرارت لازم تابع استفراغ صفراء است ، نه منسوب بالذات به سقمونيا . واز اين قبيل است عليت طبيب نسبت بصحت وحصول سلامت ويا عليت بنّاء ، نسبت به بنا بنابراين ، به تقسيم مذكور ، علت يا علت بالذات است ، يا بالعرض در أصل ( 10 ) اقسام فاعل را بفاعل بالطبع وفاعل بالقسر وفاعل بالقصد وفاعل بالجبر وفاعل بالرضا ، وفاعل بالعناية وفاعل بالتجلي نيز تقسيم نمودهاند .
هامش
( 1 ) - رجوع به عين اليقين مؤلف وأسفار ، مؤلف به تبع أستاذ عظيم خود ، وأستاذ أو به تبع شيخ رئيس مفصل در اين قسمت بحث نمودهاند .