وقتي براي حصول سيرى ، چيزى مىخورد از اين جهت مىخورد كه سير شود ، پس تخيل سيرى مبدأ سيرى است ، پس شخص واحد از براي آنكه سير شود از حالت خيال سيرى بحالت تحقق سيرى درمىآيد ( فهو من من حيث هو شعبان تخيلا ، هو الّذي يأكل ليصير شبعان وجودا ) بنابراين شخص واحد ( شبعان تخيلا ) علت فاعلى است وتخيل سيرى ، منضم بفاعل با فاعل مبدأ فعل است و ( شبعان وجودا ) علت غايى است چه آنكه سيرى مترتب است بر وجود خارجي فعل كه اكل باشد ، وخوردن فعل شخص سير ومبدأ است از براي سيرى ولى بدو اعتبار متعدد .
وصل دوم ( ص 60 ) در اين مسأله است كه علل وأسباب قريب ونزديك شيء واحد بحسب مجموع شيء واحد متوجه از نقص بكمال وسالك از جهت قوه ، به فعليت وتمامند .
نجار بالفعل يك انسان واحد بشرط لا ومجرد از خصوصيات خارجي نيست ، وانسان لا بشرط ، نيز مبدأ فاعلى نجر نيست ، بل كه انسان مهيا از براي بوجود آوردن در ، يا ميز ، يا پنجره ، يعنى انسان مهيا وآماده با آلت نجارى وموجود در مكان خاص وزمان خاص ومعين نجار بالفعل است . علت مادي نيز مثلا چوب مطلق نيست ، بل كه چوب مستعد وآماده از براي قبول تراش وموجود در اختيار نجار وواقع تحت عمل نجارى مادة است از براي حصول در ، پنجره ولوازم ديگر . پس نجار با شرائط خاص وچوب با شرائط خاص واقع در سلطهء نجار ومقارن با كار نجار مجموعا واحدى را تشكيل مىدهند ، واگر اين أمور كه وقوع نجار در حالت خاص ووجود چوب در شرائط تحت اختيار نجار ونجار متصرف در چوب باعتبار وتصور فعل وعمل خود ووجود صور ادراكي وحصول فعل وانفعالات واقع از چوب در نجار واعمال متعدد وارد از نجار در چوب با حصول وحدت أوضاع - ما - ونيز حصول صور متواردهء حاصل از عمل وكار نجار تا رسيدن اين عمل در وضع خاص وحصول صورت أخير حاصل از افعال وانفعالات كثيره وبالأخره حصول صورت أخير كه غرض از اين همه فعل وانفعالات بوضع خاص لحاظ نشود . فاعل بالفعل وغايت وصورت ومادة متحقق
أصول المعارف — صفحة مقدمه 85
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٨٥