تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 82

مساهمون:

صمقدمه ٨٢
ودر موجودات مركبه وعلل ومعاليل موجود در عالم مواد واستعدادات ، معلول به لحاظ نبودن يكى از اجزاء علت تامه ، ممتنع الوجود وبا وجود تمام اجزاء واجب الوجود است ، ودر اين صورت سبب عبارتست از : فاعل وغايت ، مادة وصورت ، فاعل مبدأ وجود معلول وغايت متمم فاعليت فاعل ومادة زمينه از براي وجود معلول وامرى كه بآن شيء بالقوة است وصورت جهت فعليت معلول وامرى كه شيء بآن بالفعل ومبدأ اثر است ( أصل اوّل ص 57 ) . * * * أصل دوم باب خامس ( ص 57 ) در اين است كه : علت فاعلى يعنى : ما به وجود الشيء ، نسبت به ماهيت موجود مسبب ومعلول داراى سمت فاعليت است ، باين معنى كه ماهيت ممكن را از حد امكان خارج ، وبمقام وجوب وضرورت هستى رسانده است ولى نسبت به نفس وجودي كه ماهيت باين وجود متصف است « 1 » مقوم است نه فاعل . در حالتي كه اين وجود متقوم است بوجود فاعل وعلت مثل امرى داخل در ذات آن شيء است چه آنكه علت مبدأ وجود مقوم معلول وموجود در مرتبهء ذات معلول است وامرى غير مباين با معلول ومعلول تشؤن وجلوه آن است . اين لحاظ در صورتي صحت دارد كه ماهيت ممكن از مقام امكان به مرتبهء وجود ووجوب رسيده باشد . واما نفس ماهيت ممكن متساوي النسبة ، نسبت بوجود وعدم ، نه معلول است ونه غير معلول ؛ چه آنكه بنا بر اصالت وجود ، ووقوع عليت ومعلوليت در سنخ وجود ، ماهيات كه همان أعيان ثابتهء باصطلاح عرفا باشند ، بوى وجود را ، نه استشمام نموده‌اند ونه استشمام مىنمايند . أصل سوم در بيان علت غايى ونحوهء ارتباط علت غايى با علت فاعلى است كه أهل
هامش
( 1 ) - أصل دوم همان عبارات موجود در شواهد ربوبيه است كه مؤلف در اينجا نقل كرده است وما در حواشي بر شواهد گفتيم كه أصلا ماهيات بالعرض موجودند وبرگشت عليت به تشؤن وتجلى وظهور است واحاطهء قيوميه علت بر معلول همان تجلى علت است بصورت معلول وملاك عليت ومعلوليت تباين بين علت ومعلول نمىباشد .