تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
براساس قاعدهء جمع احتمالات پس هريك از اين احتمالات خود شاهدى است بر اينكه ( أ ) سبب از براى ( ب ) مىباشد و در نتيجه شاهدى است بر اينكه هر ( أ ) بدنبالش ( ب ) خواهد بود بدينمعنى كه ارزشهاى اين احتمالات همگى بر گرد يك محور جمع ميشوند و آن محور عبارت است از قضيّه‌اى كه ميگويد : ( أ ) سبب از براى ( ب ) است ) و از اين راه اين قضيّه داراى ارزش احتمالى بزرگى خواهد شد چيزى كه كه هست آنست كه جمع شدن همهء آن ارزشهاى احتمالى در محور قضيّه‌اى كه ميگفت ( أ ) سبب از براى ( ب ) است متوقّف بر آن است كه سببيّت هر ( أ ) از براى ( ب ) مستلزم سببيّت ديگر الفها نيز باشد زيرا احتمال نبودن سببى ديگر از براى ( ب ) در آزمايش اوّل - به مقدار احتمالى خود - برهانى است بر آنكه ( أ ) در آزمايش اوّل سبب از براى ( ب ) است و دامنهء اين برهان در صورتى بالفهاى ديگر كشيده مىشود كه ميان همهء الفها تلازم در سببيّت بوده باشد و اين تلازم را مجوّزى هست زيرا ما در گذشته دانستيم كه سببيّت عبارت است از يك علاقهء مفهومى يعنى علاقهء ضرورت ميان دو مفهوم پس هرگاه سببيّت ميان الّفى و بائى ثابت شد اين ثبوت نه بعنوان شخص آن الف و آن با است بلكه بعنوان كلّى الف و با مىباشد و اين بدان معنا است كه علاقهء ميان دو مفهوم است و در نتيجه علاقهء ميان هر الفى و هر بائى ثابت خواهد بود . و بر اينمطلب مترتّب مىشود آنكه اگر بخواهيم دليل استقرائى مرحلهء استنباطى خود را طىّ كند ضرورت دارد كه آزمايش‌هاى مكرّر همه در مورد الفهائى باشد كه ميان آنها وحدت مفهومى و خاصيّت مشترك وجود داشته باشد نه آنكه عبارت باشد از گروهى ساختگى كه بعضى از اعضاء آن را بدلخواه خودمان ببعض ديگر پيوسته و گروهى تشكيل داده باشيم تا آنكه سببيّت آن خاصيّت مفهومى مشترك ، محورى باشد كه همهء ارزشهاى احتمالى كه بسود سببيّت‌اند در آن محور گرد آيند .