تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
فرض ميكنيم كه كتابهائى بتعداد ( أ ) مصادر بحث قياس منطق ارسطو است و اين بدان معنا است كه مثلا كسى كه اين كتابها را مطالعه مىكند مشغول بررسى قياس منطق ارسطو است و اين اشتغال او را وادار نموده كه آن كتابها را از ميان مجموعهء كتابها انتخاب و تتبّع نمايد و فرض ميكنيم كه ما ميدانيم كه محمّد به بررسى قياس ارسطو مشغول است ولى نميدانيم كه احمد به بررسى چه موضوعى از موضوعات علمى اشتغال دارد آنگاه دانستيم كه يكى از آن دو ( محمّد و احمد ) بكتاب خانه داخل شده و پس از بيرون شدنش ديديم كه كتابهائى براى مطالعه از كتابخانه برداشته شده و كتابهاى برداشته شده همان كتابها است كه مصادر بحث قياس ارسطو است در اين صورت به مقدار زيادى احتمال خواهيم داد كه شخصيكه داخل كتابخانه شده است محمّد بوده است به اين دليل : كه در آغاز ما علم اجمالى قبلى داريم باينكه يكى از دو نفر محمّد و يا احمد داخل كتابخانه شده است و احتمال داخل شدن هر يك براساس اينعلم 2 / 1 است ولى پس از مشاهدهء نوع كتابهائى كه برداشته شده است معلوم باينعلم مقيّد بدين صفت مىشود كه شخصيكه داخل كتابخانه شده است كسى بوده كه به بررسى قياس ارسطو اشتغال داشته است . و در كنار اينعلم علم اجمالى ديگرى داريم كه احتمالات نوع اشتغال علمى احمد را فراگرفته است پس هرگاه فرض كنيم كه آن احتمالات هشت احتمال باشد و فقط يكى از آن‌ها احتمال اشتغال احمد به بحث قياس باشد در اين صورت اينعلم اجمالى به مقدار احتمال زيادى كه مساوى با 8 / 5 ر 7 مساوى 16 / 15 است اثبات مىكند كه شخصيكه داخل كتابخانه شده است محمّد بوده است . و در اينحالت ملاحظه ميكنيم كه اين مقدار احتمالى كه از اينعلم اجمالى دوّم پيدا شده است بر مقدار احتمالى كه از علم اجمالى اوّل پيدا شده بود و به مقدار 2 / 1 دخول محمّد را نفى و دخول احمد را اثبات ميكرد حكومت دارد زيرا معلوم بعلم