ميگويد هيچ فردى از افراد ماهيّت ( ت ) مصداق آن معلوم بعلم اجمالى قبلى نيست .
پس اكنون در اين مثال دو عامل وجود دارد كه يكى از دو طرف علم اجمالى قبلى را تقويت مىكند يعنى وجود مصداقى از براى ( أ ) و يكى از آن دو عامل احتمال وجود ( ت ) را ضعيف مىكند و ديگرى احتمال سببيّت ( ت ) را از براى ( ب ) ضعيف مىكند و اوّلى حكومتى بر مقدار احتمالى آن طرف كه از علم اجمالى قبلى پيدا شده ندارد ولى دوّمى حكومت دارد
مثال دوم : امكان دارد كه ما از عامل اول صرفنظر كنيم به اين نحو كه فرض كنيم ( أ ) نيز مركب از سه رويداد است با فرض علم بعلاقهء سببيّت ميان ماهيّت ( أ ) و ماهيّت ( ب ) در چنين فرضى عامل اوّل تقويت از بين خواهد رفت زيرا هردو طرف از اينجهت مساوى خواهند بود و يگانه عامل نموّ احتمال وجود ( أ ) همان علم اجمالى سوّم خواهد بود و ما در اينجا براى تعيين مقدار نموّ نيازى بضرب نخواهيم داشت به همان جهت كه در گذشته گفتيم كه علم اجمالى سوّم بر مقدارهائى كه علم اجمالى قبلى براى احتمال ( أ ) و احتمال ( ت ) تعيين ميكرد حكومت دارد .
مثال سوّم : و امكان دارد - به منظور منحصر نمودن عامل تقويت بعلم اجمالى سوّم - فرض كنيم كه هريك از ( أ ) و ( ت ) نمودار يك رويداد باشند و احتمال هريك از دو رويداد به مقدار هم باشد جز آنكه سببّت ميان ماهيّت ( أ ) و ماهيّت ( ب ) قبلا معلوم باشد و امّا سببّيت ميان ماهيّت ( ت ) و ماهيّت ( ب ) محتمل باشد پس در اين صورت هنگاميكه ما وجود ( ب ) را مشاهده كنيم هيچ عاملى را كه احتمال وجود ( ت ) را ضعيف كند و همان عامل احتمال وجود ( أ ) را تقويت نمايد نخواهيم يافت ولى عامليكه احتمال وجود ( أ ) را ابتدائا تقويت نمايد وجود داشت و آن عامل عبارت است از علم اجمالئيكه مقدار احتمال سببّيت ميان ماهيّت
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٠٢