تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و بر طبق قاعدهء ضرب ميان دو علم ارزش اين احتمال تعيين مىشود . و بطور كلّى جهت امتياز اين حالت به اين است كه اوّلا اساس نموّ احتمال يك علم اجمالى است كه ارزش وجود مصداقى را از براى ماهيّت ( ت ) ضعيف ميسازد و ثانيا آنكه اساس تعيين ارزش حقيقى از براى احتمال وجود مصداقى از براى ماهيّت ( أ ) همان ضرب است . حالت دوم : دليل استقرائى در اينحالت مقدار احتمال وجود ( أ ) را افزايش ميدهد براساس علم اجمالئى كه مقدار احتمال سببيّت ( ت ) را ضعيف ميسازد و مثال‌هاى اينحالت بشرح زير است . 1 - فرض ميكنيم كه ( ب ) عبارت است از سه رويداد : ( ج ، د ، ه ، ) و آنكه ( أ ) عبارت است از يك رويداد و ( ت ) عبارت است از سه رويداد : ( ج ، د ، ه ) و فرض ميكنيم كه ما ميدانيم كه ميان ماهيّت ( أ ) و ماهيّت ( ب ) علاقهء سببيّت وجود دارد و احتمال ميدهيم كه ميان ماهيّت ( ج ) و ماهيّت ( ج ) نيز علاقهء سببيت وجود داشته باشد هم‌چنانكه احتمال ميدهيم همين علاقهء سببيّت ميان ( د ) و ( د ) و ( ه ) و ( ه ) وجود داشته باشد پس اگر وجود ( ب ) را مشاهده كرديم و از وجود ( أ ) يا ( ت ) بىاطلاع بوديم در اينجا يك علم اجمالى قبلى بوجود مصداقى از براى يكى از دو ماهيّت ( أ ) يا ( ت ) وجود دارد و معلوم باينعلم اجمالى مصداقى است غير معيّن ولى مقيّد بيك صفت معيّن كه آن عبارت است از اينكه معلوم ما مصداق ماهيّتى است كه ميان او و ماهيت ( ب ) علاقهء سببيّت وجود دارد بدليل اينكه مصداق ماهيّت ( ب ) فعلا وجود دارد و در كنار اينعلم ، علم اجمالى ديگرى وجود دارد و آن عبارت است از علم اجمالئى كه همهء حالات وجود ( ج ) و ( د ) و ( ه ) را فرا ميگيرد و آن عبارت از هشت حالت است كه هفت حالت از آنها وجود ( ت ) را نفى نميكند و اينعلم به مقدار احتمالى بزرگى وجود ( أ ) را اثبات مىكند و هردو علم اجمالى قبلى و بعدى در اينجا مانند دو علم اجمالى قبلى و بعدى در حالت سابقه
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 100 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى