تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
را اثبات كند ، و اين شكل را حالاتى است . حالت اوّل : دليل استقراء در اين حالت ارزش احتمال وجود ( أ ) را بالا ميبرد و اين بالا بردن براساس علم اجمالئى است كه ارزش احتمال وجود ( ت ) را ضعيف ميسازد و مثالهاى آن بقرار زير است . فرض ميكنيم كه ما در اثر شكل سابق دليل استقراء و يا بهرجهت ديگر توانستيم بفهميم كه از براى ماهيّت ( ب ) دو سبب است يكى از آن دو ، عبارت است از ماهيّت ( أ ) و ديگرى ماهيّت ( ت ) در اينجا دو علاقهء سببيّت معلوم وجود دارد و فرض كنيم كه ( أ ) عبارت است از يك رويداد ولى ( ت ) عبارت است از مجموع رويدادهاى چندى كه آنها را با ( ح ) و ( ه ) و ( خ ) نشان ميدهيم و ما دامى كه اين سه رويداد با هم جمع نشوند ( ت ) كه نمودار سبب دوّم ( ب ) مىباشد بوجود نخواهد آمد پس اگر ديديم كه ( ب ) يك‌بار رويداد در اين صورت - براساس فرض سابق - ما علم اجمالى خواهيم داشت كه يا مصداقى از براى ماهيّت ( أ ) وجود يافته و يا مصداقى از براى ماهيّت ( ت ) و براساس آن پيدايش ( ب ) پيدا شده است و براساس اينعلم ارزش احتمال قبلى وجود ( أ ) ( يعنى پيش از نموّ ) به 2 / 1 تعيين مىشود و به همين جهت آن را ( علم اجمالى قبلى ) ميناميم . و لكن اگر فرض كنيم كه احتمال رويداد ( أ ) موازى با احتمال هريك از سه رويدادى كه از مجموعشان ( ت ) به عمل ميآمد قرار گيرد و هريك از اين احتمالات با 2 / 1 مساوى باشد در اين صورت ما علم اجمالى ديگرى خواهيم داشت كه آن علم ، همهء احتمالات وجود ( ح ) و ( ه ) ( خ ) را شامل خواهد شد و اينعلم شامل هشت احتمال است كه يكى از آن هشت احتمال عبارت است از احتمال وجود مجموع ( ح ) و ( ه ) و ( خ ) و هفت احتمال متضمّن آنست كهء حدّاقلّ يكى از اين سه رويداد منتفى است ر اين هفت صورت وجود ( أ ) را مستلزم است زيرا در آنها نفى ( ت ) فرض شده است و ما دامى كه ( ب ) وجود دارد و پاى ( ت ) در ميان