چنين جمله قائل نيست .
و خلاصهء مطلب آنكه : مكتب منطق وضعى از براى منع رابطهء سببيّت بمفهوم عقلى مجوّز منطقى دارد كه پايهاش بر آن است كه هركلاميكه از سببيّت بعنوان رابطهء ضرورى حاكى باشد مطلقا معنائى نخواهد داشت
و ارزشيابى اين مجوّز منطقى از براى منع سببيّت به معناى ضرورت ارتباط دارد با ارزشيابى نظريهء منطق وضعى در قضيّه و برداشت منطق وضعى از قضيّه كه معناى قضيّه را با كيفيت استخدام آگاهى حسّى به منظور اثبات صدق قضيّه مرتبط ميسازد ،
و اينموضوع را ما - انشاء اللّه در آخرين قسمت اين كتاب بحث و بررسى خواهيم نمود و چنين نتيجه خواهيم گرفت كه : منطق وضعى در اين ارتباط كه ميان معناى قضيّه و كيفيّت اثبات صدق آن قائل است بخطا رفته است و از اينرو مجوّزيكه براى منع رابطهء سببيّت بيان شد پايهء منطقى خود را از دست خواهد داد .
2 - مجوّز فلسفى
ممكن است مجوّزاتى را كه از روش مكتب تجربى در نظريّهء معرفت ناشى مىشود رنگ فلسفى بدهيم چه آنكه در نظريّهء معرفت مكتبى است كه معتقد است باينكه تجربه و آگاهى حسّى مبدء اساسى شناختهاى آدمى است و هيچ قضيهاى را كه مستقل از آزمايش باشد نمىپذيرد و اين تنها راهى است كه در مكتب تجربه دربارهء نظريّهء شناخت ، آن را مىپذيرد .
و فرق ميان دانشمندان روش آزمايش غير وضعى و دانشمندان منطق وضعى در قضيّهاى نمودار مىشود كه كيفيّت مشخّصى از براى استخدام آزمايش و آگاهى حسّى به منظور اثبات صدق آن قضيّه نيست كه در نظر دانشمندان منطق وضعى چنين قضيهاى خالى از معنا است و امّا دانشمندان روش آزمايش غير وضعى چنين