افراديكه آزمايش شده و همهء افراد گروه ( أ ) نيست تا با افزايش افراد گروه ( أ ) كاهش يابد بلكه هميشه نسبت معيّنى است بسوى مجموع صورتهاى ممكن از براى وجود ( ت ) و عدم آن در اين آزمايشهاى مثبت يا نسبت بمجموع صورتهاى ممكن از براى وجود ( ب ) و عدم آن در آزمايشهاى مثبت يا نسبت بمجموع صورتهاى ممكن از براى وجود ( ب ) و عدم آن در اين آزمايشها بفرض سبب نبودن ( ا ) از براى ( ب ) و اين مجموع هميشه يك كميّت معينى است چه از جهت نظرى و چه از جهت عملى و افزايش تعداد كلّى افراد گروه ( أ ) در تعداد اعضاء اين مجموع اثرى نخواهد گذاشت .
( ( كينز ) و دليل استقراء )
كينز نيز خواسته است تعميمهاى استقرائى را براساس قاعدهء رياضى نهاده و درجهء احتمال بعدى تعميم را از قواعد حساب احتمال استنباط كند همانطور كه ( لاپلاس ) قبلا كرد « 1 » .
( كينز ) چنين فرض مىكند : تعميم استقرائى يك درجهء احتمالى معيّنى پيش از استقراء دارد و ما اين درجهء احتمال قبلى را با ( ح ) نشان ميدهيم و پس از استقراء و بدست آوردن شواهدى كه صلاحيّت تعميم داشته باشد احتمال تعميم پس از حصول شاهد اول ( ( ح ) + نيروى شاهد اوّل ) مىشود و اين نتيجه را با ( ح 1 ) نشان ميدهيم و پس از بدست آمدن شاهد دوّم ( ( ح ) + نيروى شاهد اول + نيروى شاهد دوم ) مىشود و نتيجهء اين جمع را با ( ح 2 ) نشان ميدهيم و پس از ( ن ) از شواهد ، احتمال تعميم بمرتبهء ( ح ) + نيروى ن از شواهد ) ميرسد و آن را با ( ح ن ) نشان ميدهيم حال اگر بخواهيم بدانيم كه آيا ( ح ن ) با افزايش ( ن ) بطور مستمرّ رو به طرف واحد صحيح ( يعنى رقم يقين ) حركت مىكند يا نه ؟ ميتوانيم اين حركت را از رهگذر تعيين درجهء احتمال وجود ( ن ) از شواهد با فرض آنكه تعميم دروغ
هامش
( 1 ) در نقل گفتار كينز بنقل ( راسل ) در كتاب المعرفة الانسانية ص 246 اعتماد گرديد .