تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
باشد ثابت كنيم و اين احتمال را با ( ك ن ) نشان ميدهيم پس هرآنگاه كه ( ك ن ) با افزايش ( ن ) رو بصفر بيايد ( ح ن ) با افزايش ( ن ) رو بواحد صحيح خواهد رفت . و درجهء ( ك ن ) را كه رو بصفر رفتن‌اش برهانى است براى رو بواحد رفتن ( ح ن ) ميتوان از اينراه تعيين نمود كه : درجهء احتمال وجود شاهد اوّل را بفرض كذب تعميم ، ضرب كنيم بدرجهء احتمال وجود شاهد دوم بفرض كذب تعميم ، و همينطور ضرب ادامه يابد تا به آخرين شاهدى كه در مجموعهء ( ن ) هست برسيم پس اگر ( ن ) مثلا چهار شاهد باشد و درجهء احتمالات اين شواهد را بفرض آنكه تعميم كاذب باشد با ( ك 1 ) . ( ك 2 ) . ( ك 3 ) . ( ك 4 ) نشان دهيم ميتوانيم بگوئيم كه : درجهء ( ك ن ) - با ك 1 * ك 2 * ك 3 * ك 4 . و هرچه ( ن ) زياد باشد عوامل ضرب بيشتر خواهد شد و در نتيجه ، درجهء ( ك ن ) نزديك بصفر ميرسد و در مقابل اين ( ح ن ) بيك عدد صحيح نزديك خواهد شد .

( مشكلاتى كه تفسير كينز با آنها روبرو است )

خلاصهء گفتار ( كينز ) آنست كه اوّلا درجهء معيّنى از احتمال قبلى تعميم را بدست آورده آنگاه همين درجه را بموازات افزايش شواهد استقرائى بيقين نزديك‌اش كنيم به همان درجه‌ايكه قيمت احتمال وجود اين شواهد بفرض كذب تعميم بصفر نزديك مىشود . پس اگر ما با يك قانون سببى مواجه شديم يعنى با تعميمى از قبيل آنكه : ( هر گاوى نشخوار مىكند ) ناچار بايد - اوّلا - درجهء معيّنى را از احتمال اين كه اين كلّى پيش از استقراء دارد بدست بياوريم ، نه پيش از استقراء گروه گاوها فقط بلكه پيش از همهء معلومات استقرائى كلّى ، سپس در خلال استقراء شواهدى را بر صدق تعميم كشف كنيم كه ببينيم اين گاو نشخوار مىكند و آن گاو نشخوار مىكند و همينطور . . با كشف اين شواهد آن احتمال قبلى كه بود بيقين نزديك مىشود به همان اندازه كه احتمال نشخوار كردن گاوهائى كه آزمايش كرده‌ايم -