ممكن است در همهء آمارگيريها اشتباه رخ دهد بنابراين اگر بخواهيم به حساب احتمال اين اشتباه برسيم بايد تعدادى از آمارهاى گرفته شده كه همانند آمار متوفّيات بدقّت گرفته شده است بدست بياوريم و به بينيم در آنها چند درصد خطا و اشتباه بوده سپس باز بايد متوجّه بود ، باز رسانى كه اشتباه دفاتر آمار را كشف كردهاند شايد خود آنان نيز در كشفشان بخطا رفته باشند پس بايد آمارى نيز از اين بازرسان كه در بازرسى دچار اشتباه شدهاند بدست بياوريم و همين طور به عقب برميگرديم و در هرمرحله احتمالات مرحلهء بعدى را كه به آن خواهيم رسيد حقيقتهاى ثابتى بايد فرض كنيم و از اينرو ديديم كه وقتى ميخواستيم ميزان احتمال مردن شخصى را در سنّ معيّنى تعيين كنيم دفاتر آمار مردگان را حقايق ثابت فرض كرديم و بر آن اساس ميزان آن احتمال را بعنوان اينكه عبارت از نسبت تكرار است بدست آورديم و همين كه خواستيم ميزان احتمال درست بودن آمار مردگان را بدست آوريم به ستون شمارش تعداد اشتباهات در دفاتر رسمى آمار استناد كرديم و آن شمارهها را حقيقتهاى ثابتى فرض كرديم و همينطور « 1 » .
اعتراض راسل بر اين چارهجوئى
راسل به آنچه گفته شده است اعتراض كرده كه اين عقبگرد بىپايان نتيجهاش آنست كه احتمالى را كه در مرحلهء اول اين عقبگرد داشتيم بسر حدّ تقريبى صفر برسد زيرا اگر ما گروه مردان شصت ساله انگليسى را با ( الفا ) و گروهى را كه مردهاند با ( بيتا ) نشان دهيم احتمال اينكه عضوى در ( الفا ) عضو در ( بيتا ) باشد عبارت است از ن 1 / م 1 و در مرحلهء دوّم احتمال درست بودن نسبت م 1 / ن 1 كه براى مردن مرد شصت ساله انگليسى فرض شد مساوى خواهد بود با نسبتى كه آن را با ن 2 / م 2 نشان ميدهيم كه م 2 عبارت است از تعداد اشتباهات يافته شده در آمارهاى
هامش
( 1 ) المعرفة الانسانية : راسل ص 433 .