تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
اقليدس كه مثلا ميگويد ( دو خط مستقيم فقط يك نقطهء تقاطع دارند ) . قضاياى رياضى كه از قبيل قسم اول باشد در اصول و مبادى اوّليّه‌شان قضايائى هستند منطقى و همهء قضاياى منطقى و رياضى محض : از ضرورت و يقين برخوردارند زيرا قضايائى هستند تكرارى كه از هيچ‌چيز خبر نميدهند پس يقين ما بر اينكه ( 4 2 + 2 ) نه از آن رو است كه در اين قضيّه رياضى خبرى است صددرصد صحيح و مطابق واقع بلكه يقين ما نتيجهء آنست كه اين قضيه ، قضيّه‌اى است تكرارى و خالى از اخبار در اينجا لازم است كه به معناى قضاياى تكرارى و اخبارى اشاره‌اى شود تا مطلب كاملا روشن گردد . منطق وضعى قضايا را به دو قسم تقسيم مىكند . يك قسم : قضاياى اخبارى است يعنى هرقضيّه‌اى كه آگاهى تازه‌اى بما بدهد و صفتى را براى موضوع بيان كند كه از خود آن موضوع بدست نمىآيد مثلا انسان بعنوان انسان بودن ، معنايش اين نيست كه مىميرد ، و سقراط بعنوان آنكه يك انسان معيّنى است در معنايش اين نيست كه استاد افلاطون بوده است پس هرگاه ما گفتيم : كه هر انسانى مىميرد يا سقراط ، استاد افلاطون است با اين گفتار صفت تازه‌اى را براى انسان و سقراط بيان ميكنيم كه از خود انسان و سقراط فهميده نميشد و از اين جهت اين قضايا ، قضاياى اخبارى تركيبى ميشوند و قسم ديگر : قضاياى تكرارى است يعنى هرقضيّه‌اى كه همهء عنصرهاى موضوع و يا بعضى از آن عنصرها در آن تكرار شود و هيچ بر آگاهى ما نيفزايد فقط آنچه را كه قبلا از موضوع بطور ضمنى فهميده ميشد همان را بطور صريح بيان كند مانند اينكه بگوئيم : زن نازا ، بىفرزند است كه در اين قضيّه ، كلمهء نازا همان معناى بىفرزند بودن را متضمّن بود و اين قضيّه ، هيچ بر آگاهى ما نيفزود از اين‌رو آن قضيّه را تكرارى ميگوئيم . آنچه در اينجا با بحث ما ارتباط دارد آنست كه دانشمندان منطق وضعى از