تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
در صورتى كه در قضيّهء رياضى كه ميگويد ( عدد دو نصف عدد چهار است ) هرگز نميتوانيم شكى به خود راه بدهيم هرچند جمعى از مردم بگويند كه ممكن است گاهى عدد دو يك‌سوّم عدد چهار گردد ! 2 - تكرار مثالها و آزمايش‌ها نسبت بقضيّهء رياضى هيچ‌گونه تأثيرى ندارد در صورتى كه نسبت بقضاياى طبيعى نقش مثبت مهمّى دارند . ما براى انبساط معدن و يا جوش آمدن آب در حرارت ، هرچه بيشتر مثال بيابيم و هرچه بيشتر در اينمقام آزمايش داشته باشيم اطمينان و عقيدهء ما بيشتر و محكمتر خواهد شد و اگر يك قطعه آهن‌ربا بيابيم كه آهن را به خود جذب كند تنها آن يك قطعه آهن‌ربا كافى نخواهد بود كه ما ايمان داشته باشيم بر آنكه همهء آهن‌رباها آهن را جذب ميكنند تا آنكه آزمايش ما تكرار شود و تعداد بسيارى از مثالها و نمونه‌ها را فراگيرد ولى نسبت بقضاياى رياضى و منطقى مىبينيم كه اختلاف فاحشى با قضاياى طبيعى دارند مثلا انسان در همان لحظه‌اى كه ميتواند پنج جلد كتاب را با پنج جلد كتاب ديگر رويهم بگذارد و به بيند كه رويهم ده جلد كتاب دارد ميتواند حكم كند بر آنكه هردو واحد از عدد پنج مساوى است با ده ، خواه آن واحدها كتاب باشد و يا چيزهاى ديگر باشد و يقين بر اين حقيقت با تكرار مثال‌ها و نمونه‌هاى متعدّد هيچ‌گونه فزونى پيدا نمىكند . و به تعبير ديگر : يقين به اين حقيقت رياضى در همان لحظهء اوّل از ادراك آن بدرجه‌اى ميرسد كه ديگر امكان تجاوز از آن درجه را ندارد در صورتى كه در قضاياى طبيعى هرچه آزمايش ما تكرار شود اعتقاد ما به آنها رو بافزايش بوده و بطور مستمرّ صدق قضيّه و موضوعى بودن آن محكمتر ميگردد . 3 - قضاياى علوم طبيعى گرچه از حدود آزمايش تجاوز نموده و تعميمى را افاده كند ولى همين تجاوز در عين حال از حدود جهانى كه آزمايش در آن جهان انجام گرفته تعدّى نميكند هرچند از محيط آزمايش تجاوز كند مثلا ما هنگاميكه