ميماند و چون ما ميدانستيم كه ( علم 3 ) بمنزلهء علمى است كه اطرافش بيشتر از اطراف ( علم 3 ) باشد پس روشن است كه ارزش احتمال فرضيّهء اوّل كه از علم اجمالى سوّم متولّد مىشود بمراتب بزرگتر خواهد بود از ارزش احتمال فرضيّهء دوم كه از همين علم ناشى مىشود و بدين ترتيب احتمال فرضيّهء اوّل شروع بنموّ مىكند و بهر مقدار مجموعههاى پديدههائى كه ( علم - ) و ( علم ) براساس هريك از آنها تشكيل مييابد افزايش يابد مقدار احتمال اوّل نيز افزايش مييابد .
ششم : از همين راهى كه گفته شد ميتوانيم احتمال فرضيّهء اوّل را در مقابل فرضيّهء سوّم نموّ دهيم و فرضيّهء سوّم آن بود كه فرض كنيم پديدههاى جهان ساختهء دست يك شخص ديوانه است زيرا ما هرمقدار از مجموعههاى جديد پديدههاى همانند به مجموعه و يا مجموعههاى قبلى اضافه كنيم ( علم ) تازهاى تشكيل خواهد شد و در نتيجهء ( علم 3 ) تازهاى پيدا خواهد شد و احتمال آنكه ديوانهاى همهء اين پديدهها را به حكم تصادف ايجاد نموده است خيلى ضعيف خواهد گرديد در حالتى كه مقدار احتمال وجود ذات حكيم به آن درجه و ميزان ضعيف نخواهد شد زيرا فرض آنكه ديوانهاى كه مجموعهء اوّل را ايجاد نموده مجموعهء دوّم را نيز او ايجاد كرده است افتراضات تازهايرا متضمّن خواهد بود به همان تعداد كه فرض ايجاد مجموعهء اوّل آن افتراضات مستقلّ را لازم داشت و امّا اگر فرض كنيم كه ذات حكيمى كه مجموعهء اوّل را ايجاد نموده مجموعهء دوّم را نيز همان ذات حكيم ايجاد نموده است اينفرض افتراضات جديدى را به آن اندازه لازم ندارد زيرا قسمت اعظم شناختهائى كه مجموعهء دوّم لازم دارد همان معرفتهائى است كه در آفرينش مجموعهء اوّل لازم بود .
و امّا فرض چهارم - يعنى مجموعهء پديدههائى كه تركيب فيژيولوژى سقراط نمودار آنها است براساس علاقهء سببيّت ميان مادّه و هريك از اين پديدهها تفسير شود - بايد در بيان سابق تعديلى انجام دهيم تا همان راه سابق براى ضعيف كردن احتمال اينفرض منطبق شود زيرا بنابراين فرض اگر ما افلاطون را بسقراط ضميمه
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢٢٣