كارى كه از روى غرض و شعور و معرفت باشد برخوردار باشد چه مقدار است و اين بدان منظور است كه ما بتوانيم در حالتى كه علم اجمالى بعدى را كه احتمال وجود اين ذات را از راه استقراء نموّ ميدهد بدست آورديم ميان مقدار احتمال قبلى و مقدار احتمال بعدى كه از راه استقراء نموّ مييابد - چنانچه بعد از اين خواهيم ديد - مقايسه كنيم و از راه ضرب ، آخرين مقدار احتمال را از براى مطلوب خودمان تعيين كنيم .
مطلوب ما عبارت است از مجموعهاى از شرايط مستقلّى كه فرض وجود ذات حكيمى كه ميتواند تركيب فيزيولوژى سقراط را مثلا ايجاد كند آن شرايط را لازم دارد و شمارهء اين مجموعه از شروط ، مطابق است با شمارهء قضاياى تعيينيّهاى كه متضمّن آن شروط است ، و مقصود من از قضاياى تعيينيّه قضيّهاى كه از رويداد معيّنى سخن ميگويد نه از مجموعهاى از رويدادها مثلا وقتى ما ميگوئيم ( فلانى لغت عربى را ميداند ) چنين قضيّهاى قضيّهء تعيينيّه نيست زيرا اين قضيّه متضمّن معرفتهاى بسيارى است بتعداد الفاظى كه در لغت عرب هست و امّا اگر گفتيم فلانى معناى اين لفظ را ميداند اين چنين قضيّهاى قضيّهء تعيينيّه خواهد بود .
و بر اين اساس هرواحدى از واحدهاى معرفتى كه مطلوب ما متضمّن آن است عضوى خواهد بود در مجموعهء شرايط مستقلّى كه مطلوب ما حاكى از آنها است و مقدار احتمال قبلى هريك از اين شروط مستقلّه را ميتوان با 2 / 1 تعيين نمود زيرا وجود و عدم هريك ، مجموعهء متكاملى است كه همهء شروطى را كه بديههء اضافى دوّم مقرّر ميداشت واجد هستند پس بر اين اساس يك علم اجمالى تشكيل مىيابد كه داراى دو طرف است و مقدار هريك نصف خواهد بود و در اينجا علم اجمالى ديگرى نيز در مرحلهء اسباب و عوامل نيست كه احيانا دخالتى در تغيير مقدار احتمال داشته باشد .
و هرگاه مقدار هريك شرط مستقل 2 / 1 باشد مقدار مجموع شروط مستقلّى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢١٤