مساوى باشد يعنى مقدار فعلى يك عضو از يكى از دو علم با مقدار فعلى يك عضو از علم ديگر مساوى خواهند بود ، براى آنكه مقدار عضويكه انتساب دارد به آن علم اجمالى كه ما تعداد اعضاء آن را نميدانيم از طريق زير تعيين ميگردد .
فرض ميكنيم كه ( ن 2 ) مقدار احتمال آنست كه تعداد اطراف علم اجمالى دو باشد و ( ن 3 ) مقدار احتمال آنست كه تعداد سه باشد و همچنين . . . و فرض ميكنيم كه ( ه 2 ) مقدار احتمال يك عضو است براساس فرض ( ن 2 ) و ( ه 3 ) مقدار احتمال يك عضو است براساس ( فرض ( ن 3 ) و همچنين . . . و بنابراين مقدار يك عضو به صورت زير مىشود .
. . . + ه 4 * ن 4 + ه 3 * ن 3 + ه 2 * ن 2 مقدار يك عضو
و روشن است كه هرگاه ما با دو علم اجمالى به همين نحو كه فرض كرديم مواجه گرديم عملى كه مقدار عضو را در هريك از آن دو علم معيّن مىكند كاملا مطابق خواهد بود با عملى كه مقدار عضو را در ديگرى تعيين مينمايد و به همين جهت مقدار احتمالى هردو يكى خواهد شد .
و بدين صورت نيز روشن مىشود كه مقدار احتمال نفى يك عضو معيّن در يكى از اين دو علم عينا همان مقدار احتمال نفى يك عضو معيّن از آن علم ديگر است زيرا مقدار هريك از دو نفى عبارت است از ( رقم يقين منهاى مقدار يك عضو ) و چون رقم يقين در هردو يكى است و مقدار يك عضو نيز در هردو يكى است پس ضرورى خواهد بود كه مقدار نفى در هردو نيز يكى باشد .
دوم : ما هرگاه كه با مجموعهاى دوگانه مواجه باشيم كه دو علم اجمالى را در برداشته باشد و ما آن دو علم را با ( ه ، ط ) نشان ميدهيم و هيچ اطّلاعى از تعداد اطراف در هيچ يك از آن دو علم نداشته باشيم بجز آنكه همينقدر بدانيم كه اطراف ( ه ) بيش از اطراف ( ط ) مىباشد و مجموعهء دوگانهء ديگرى داشته باشيم كه آن نيز دو علم اجمالى ديگرى را دربر داشته باشد كه آن دو علم را با ( س ،
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢١٧