همهء اطراف اينعلم باستثناء يكطرف - كه عبارت است از فرض وجود ( أ ) و ( ب ) و ( ج ) با هم - بنفع نفى فرض اوّلى است و اين يكصورت هم جنبهء بىطرفى دارد زيرا در صورتى كه ( أ ) و ( ب ) و ( ج ) همگى بوده باشند باز ممكن است كتاب نتيجهء معرفت مؤلّف باشد و ممكن است نتيجهء نوشتن كوركورانه باشد .
و ديگر : علم اجمالئى كه شامل احتمالات مجموعهء شرايط مستقلّى است كه فرض دوّم را لازم است و چون اين مجموعه از نظر تعداد بيش از مجموعهء شرايطى است كه فرض اوّلى را لازم است لذا شمارهء اطراف اينعلم اجمالى بيشتر خواهد بود و اينعلم فرض دوّم را به مقدار احتمالى بيشترى نفى مىكند : بيشتر از مقدار احتمالى كه نتيجهء علم اجمالى اوّل بود براى نفى فرضيّهء اوّل - با فرض آنكه ارزشهاى احتمالى شروط مستقلّى كه هريك از دو فرضيّه را لازم است مساوى است - و بيشتر بودن مقدار احتمالى نفى اينعلم براى آنست كه اطراف اينعلم بيشتر است و همهء آنها - باستثناء يكطرف - بسود نفى فرضيّهء دوّم است .
و آن يك طرف نيز نسبت به فرضيّهء دوّم جنبهء بىطرفى را دارد و ايندو مقدار كه هردو نافى هستند با يكديگر متعارضند زيرا يكى از ايندو بطور حتم واقع شده است و بنابراين براى تعيين مقدار نهائى احتمال ناچار بايد از قاعدهء ضرب استفاده نمود و علم اجمالى سوّمى تشكيل داد كه همهء صورتهاى ممكن را فراگيرد و در اينعلم مقدار احتمالى نافى فرض دوّم خيلى زياد خواهد شد ، مثلا اگر ما فرض كنيم كه مجموع شروط مستقلّى كه فرض اوّل را لازم است سه شرط است و مجموع شروط مستقلّى كه فرض دوّم را لازم است شش شرط است در اين صورت مقدار احتمال نفى فرض دوّم از مقدار احتمال نفى فرض اوّل - حدّاقل - به نسبت 63 بر 8 خواهد بود و اين تطبيق دليل استقرائى وابسته به حالت اوّل از حالات شكل دوّم استدلال استقرائى است .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٢١٢