تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و همهء احتمالات جزاء - باستثناء احتمال آخرى - صدق شرط را نفى مىكند و بدين ترتيب شرط منتفى مىشود - يعنى فرضيّهء اوّلى ثابت ميگردد - بمقداريكه از مقدار . [ ( ا علم ا ) - [ مقدار ن ] كمتر نيست . 3 - براى آنكه آخرين مقدار احتمال فرضيّهء اوّلى فعلا تعيين گردد بايد عدد اطراف ( علم ا ) را بر عدد اطراف ( علم ا ) ضرب كرد و حالات غير محتمل را طرح نمود و براساس علم سوّمى كه حاصل اينضرب است مقدار نهائى را تعيين نمود . و لكن اينعمل بسيار دشوار است زيرا ما شمارهء اطراف هيچ يك از دو علم را نميدانيم پس چگونه خواهيم توانست كه شمارهء اطراف علم سوّم را تعيين كنيم و در نتيجه ، مقدار نهائى را تعيين كنيم ؟ 4 - براى تأمين اين منظور لازم است كه ما براى تعيين مقدار احتمال يك عضو در مجموعه‌هاى علوم اجمالى كه ما شمارهء آنها را نميدانيم قاعده‌اى وضع كنيم . و واقع مطلب آنست كه تعيين اينمقدار بطور اطلاق ممكن نيست زيرا متوقّف بر آن است كه ما كسرى بدست آوريم كه مخرج آن عبارت باشد از شمارهء اطراف علم و صورتش يك باشد و ما دامى كه ما عدد اطراف علم را نميدانيم مخرج كسر نزد ما مجهول خواهد بود و با ندانستن مخرج ، تعيين بطور اطلاق از براى مقدار يك عضو مشگل خواهد گرديد ولى تعيين نسبى اينمقدار ، ممكن است باينمعنى كه ميتوانيم بفهميم كه مقدار آن از مقدار ديگر بزرگتر است و يا كوچكتر و يا مساوى با آن است و اين تعيين نسبى بموجب چند مطلب زير انجام ميگردد . اوّل : هرجا كه ما با دو علم اجمالى مواجه شديم و عدد اعضاء هيچ كدام را ندانستيم و هراحتمالى كه در تعداد اعضاء يكى داريم احتمالى نظير آن در اعضاء علم ديگر داشته باشيم در چنين صورت آن دو علم در حكم دو علمى هستند كه اعضايشان