تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣

( اثبات صانع بواسطهء دليل استقرائى )

بجاى كتابى كه فرض كرديم ميتوانيم مجموعه‌اى از پديده‌هاى جهان را موضوع استقراء قرار داده و بجاى آنكه دليل استقراء را بدين منظور مورد استفاده قرار دهيم كه نويسندهء كتاب شخصى بوده دانشمند نه يك انسانى ديوانه ميتوانيم بدان منظور از دليل استقراء استفاده نمائيم كه سازندهء مجموعهء جهان هستى سازنده‌اى است حكيم . ما وقتى همه فرضيّاتى را نسبت به تفسير مجموعهءاى از پديده‌هاى جهان بررسى ميكنيم مانند مجموعه‌اى كه تركيب فيزيولوژى انسان معيّنى ( سقراط مثلا ) را تشكيل ميدهد چهار فرضيّهء زير را ميتوانيم فرض كنيم : اوّل : فرضيّه‌اى كه اين پديده‌ها را براساس آنكه ساختهء ذات حكيمى است تفسير مىكند . دوّم : فرضيّه‌اى كه آنها را براساس تصادف مطلق تفسير مىكند . سوّم : فرضيّه‌ايكه ميگويد آنها ساختهء دست كسى است كه حكيم نبوده و تصرّفاتش در اين پديده بدون شعور و بدون هدف بوده است و بدون شعور و هدف اين پديده‌ها را ايجاد نموده است . چهارم فرضيّه‌ايكه آنها را براساس علاقه‌هاى سببيّت بىشعور و بىهدف كه بين مادّه و آن پديده‌ها باشد تفسير مىكند . و مطلوب ما آنست كه با دليل استقراء از اين چهار فرض همان فرض اوّل را اثبات نموده و سه فرض ديگر را نفى كنيم و اينمطلب از خلال نكات زير تحقّق مييابد . 1 - پيش از هرچيز بايد فكرى براى كيفيّت تعيين مقدار احتمال قبلى از براى مطلوب نمود ، يعنى ببينيم مقدار احتمال وجود ذات حكيمى كه از شرايط