شديدتر باشد احتمال وجود همگى آنها ضعيفتر خواهد بود و سبب اين آنست كه مجموعهء حالاتى كه هريك از ده نفر كه بمهمانى دعوت شدهاند در آن حالات قرار گرفتهاند ثابت نيست بلكه آنها در حال حركت و تغيير است به حكم تجديد عوامل مادّى و جسمى و علاقههاى متنوّع و فعّاليتهاى مختلف كه در زندگى هريك از آنها رخ ميدهد و تباينات ميان مجموعهء حالاتيكه در لحظهء معينّى از براى اين شخص هست و مجموعهء حالاتيكه در همان لحظه براى شخص ديگرى است بيش از توافقات است و بر اين اساس است كه ابتلاء ده نفر بسردرد در يك وقت به نظر غريب ميآيد باوجود تباينات بسيارى كه هست و ناچيزى قسمت مشترك ميان حالات هريك از آنان و حالات ديگران و اگر يكى از آنان در يك ماه مبتلا بسردرد شود و ديگرى در ماه ديگر . . . و همينطور تا آخر ، غرابت اين كمتر از صورت پيش است زيرا مجموعهء حالات هرشخصى در حركت و تغيير است و بعيد به نظر نميرسد كه يكى از مدعوّين در يك ماه حالات معيّنى داشته باشد كه موجب سردرد او گردد و اين حالات در آن لحظه نسبت به ديگرى از مدعوّين وجود نداشته باشد كه موجب سردرد او گردد ولى به حكم حركت و تغيير در مجموعهء حالاتى كه هرفردى از انسان را هست در ماه ديگر چنين حالتى به او دست دهد .
( خلاصهء مطلب )
خلاصهء آنچه گذشت اينكه : شكل دوّم از براى تطبيق اصل استقرائى وجود دو علم را فرض مىكند : ( علم اجمالى 1 ) كه همهء احتمالات وجود و عدم را نسبت بمجموعهء معيّنى از رويدادها شامل است و اين احتمالات همگى نسبت باينعلم مساوى ميباشند جز آنكه ( علم اجمالى 2 ) در تغيير مقدارهاى اين احتمالات بيكى از دو راه دخالت مىكند .
راه اول آنكه : احتمال عدم وجود هيچيك از روىدادها را از اينمجموعه