تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
باشد پس هنگاميكه خطّ سكّه در مرتبهء اول و مرتبهء دوّم هردو ميآيد اين را تماثل حقيقى گوئيم زيرا اين كشف مىكند از آنكه همان سببى كه موجب شد كه در بار اوّل پرتاب ، خطّ آمد همان نيز باعث خطّ آمدن در مرتبهء دوّم شده است و معناى اين آنست كه سبب آمدن خطّ در مرتبهء اول همان جزء از خصوصيّات و اوضاع است كه ميان مرتبهء اول و مرتبهء دوّم مشترك است و چون اجزاء غير مشترك جدّا زيادتر هستند لذا احتمال سببيّت جزء مشترك و در نتيجه ، تكرار شدن آمدن خطّ در هربار از ديگر احتمالات ضعيف‌تر خواهد بود . و امّا تماثل ساختگى پس مقصود من از آن ، تماثلى است كه اقتضاى فرض وجود سبب مشترك را ندارد مثلا اگر ما فرض كنيم هنگاميكه ما سكّه را پرتاب ميكرديم شخصى آنجا بود كه هرچه دلش ميخواست نسبت به طرز افتادن سكّه پيش‌گوئى ميكرد مثلا در پرتاب اوّل گفت كه خطّ ميآيد و در پرتاب دوّم طرف ديگر و در سوّم خطّ و چهارم طرف ديگر و همينطور هرچه دلش خواست تا مرتبهء دهم پيش‌گوئى نمود . در چنين حالتى البتّه ميان آمدن خطّ در مرتبهء اول و آمدن طرف ديگر در بار دوم و آمدن خطّ در بار سوّم و آمدن طرف ديگر در بار چهارم . . . و همينطور تماثلى وجود دارد زيرا همهء اين فرض‌ها در اينكه درستى پيش‌گوئى آن شخص را ثابت مىكند با يكديگر متماثل هستند لكن اين تماثل ساختگى است زيرا مستلزم فرض آن نيست كه : همان سببى كه موجب آمدن خطّ در بار اوّل شد همان باعث آمدن طرف ديگر در بار دوّم بوده است و بر اين اساس احتمال درست درآمدن پيش‌گوئى آن شخص بطور تصادف در همهء بارها ضعيف‌تر از هريك از احتمالات نادرست بودن پيش‌گوئى نخواهد بود پس چنان كه اگر ما با چنين پيش‌گوئى مواجه نميشديم هرآينه ميديديم كه احتمال آمدن طرف خطّ در مرتبهء اوّل و سوّم و پنجم و هفتم و نهم و آمدن طرف ديگر در باقى مرتبه‌ها با احتمال آمدن خطّ