تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
احتمالاتى مىشود كه ( علم اجمالى 1 ) آنها را متضمّن بود و از همهء احتمالات كوچكتر خواهد گرديد . در پرتو آنچه ما اندكى پيش گفتيم همهء اين مطالب درست است و لكن نتيجه شان آن نيست كه اصل استقرائى را بتوان تطبيق نموده و از بين رفتن مقدار احتمالى كوچك احتمال كذب همهء اخبار را فرض كرد و يقينى پيدا كرد بر اينكه حدّاقلّ بعضى از آن اخبار صادق است با وجود آنكه تطبيق اصل مزبور بتناقضى از ناحيهء ( علم اجمالى 1 ) برخورد نخواهد كرد ما دامى كه احتماليكه بنا است از بين برود ضعيفترين احتمالات در مجموعهء اين علم است ولى با علم ديگرى برخورد دارد و آن اينست كه ما عادتا ميدانيم كه در ميان مجموع اخبار دنيا هزار خبر دروغ وجود دارد و از اين ( بعلم اجمالى 3 ) تعبير ميكنيم و به حكم اين علم اجمالى هرمجموعهءاى از اخبار كه بهزار خبر برسد و صدق و كذبش مجهول باشد طرفى از اطراف اينعلم خواهد بود و احتمال اينكه هريك از واحدهاى هزار خبرى ، دروغ باشد با احتمال آنكه واحد هزارى ديگرى دروغ باشد مساوى است البته موضوع سخن ما در مجموع كلّى خبرهائى است كه همهء خبرها در آن مجموعه از حيث درجهء صدقى كه ، در آن محتمل است مساوى باشند و بر اين اساس اگر فرض كنيم كه ما چشم بسته هزار خبر از آن مجموع كلّى انتخاب كرديم و از رهگذر دخالت ( علم اجمالى 2 ) در تعيين مقدارهاى ( علم اجمالى 1 ) توانستيم كه احتمال كذب همه را ضعيفترين احتمال در مجموعه قرار دهيم همهء اينها مجوّز آن نخواهد بود كه ما اصل مزبور را تطبيق كرده و بر ضدّ اين احتمال يقين بدست آوريم زيرا همين چيز عينا در هرواحد هزار عددى كه ما چشم بسته آن را از مجموع كلى اخبار انتخاب كنيم موجود است پس اگر ما اصل مزبور را بر هزارهء اوّلى تطبيق كنيم نه بر هزاره‌هاى ديگر اين ترجيح بدون مرجّح خواهد بود و اگر اصل را بر همهء اين مجموعه‌ها تطبيق كنيم در اين صورت اين تطبيق با علم اجمالى بر اينكه هزار خبر دروغ وجود دارد مصادم خواهد بود