راه اوّليكه براى دخالت ( علم اجمالى 2 ) گفته شد از براى آنكه اصل استقرائى مفروض بنحو معقولى تطبيق شود كافى نيست - در مثال زير ميتوانيم اين مطلب را توضيح دهيم : فرض ميكنيم كه دواعى راستگوئى در حال عادى دو برابر دواعى دروغگوئى است و معناى اين آنست كه خبرها - عادتا - به نسبت 3 / 2 راست و به نسبت 3 / 1 دروغ باشد حال اگر ما چشم بسته هزار خبر گرد آورديم يك ( علم اجمالى 1 ) تشكيل خواهد شد كه همهء احتمالات صدق و كذب اين مجموعه از اخبار را شامل گردد و در حدود اينعلم احتمال دروغ بودن همهء اين خبرها با هراحتمالى ديگر از احتمالات صدق و كذب مساوى خواهد بود ولى در كنار اينعلم ( علم اجمالى 2 ) وجود دارد كه همهء احتمالات ممكن را در سطح دواعى صدق و كذب شامل است .
و تعداد اطراف اينعلم بيش از تعداد اطراف علم اوّل است زيرا در مقابل هر يك رويداد محتمل كه در مجموعهء ( علم 1 ) است سه رويداد محتمل در مجموعهء ( علم 2 ) قرار گرفته است براساس اينكه امكان دارد براى هرخبرى يكى از سه داعى فرض شود و احتمال اينكه داعى كذب از آن سه داعى نسبت بهمهء آن هزار خبر وجود داشته باشد با مقدار احتمالى مضادّى مواجه مىشود كه از مقدار احتمالى مضادّيكه احتمال كذب همهء آن اخبار در محيط ( علم اجمالى 1 ) با آن مواجه ميشد بزرگتر خواهد بود و باينواسطه احتمال كذب همهء اخبار كه داعى كذب را از ميان دواعى كذب را از ميان دواعى سهگانه نسبت بهر خبر دربر داشت ضعيفترين احتمالات مشمول ( علم اجمالى 1 ) بوده و كمترين مقدار را خواهد داشت .
و احتمال وجود داعى كذب از ميان دواعى سهگانه نسبت بهمهء هزار خبر روبرو با مقدار احتمالى مضادّ بزرگتر از آنچه كه احتمال كذب آن هزار خبر در دائرهء ( علم اجمالى 1 ) با آن روبرو ميشد خواهد بود و به همين جهت احتمال كذب همهء هزار خبر كه در نتيجهء وجود داعى كذب بالنسبة بهمهء آنها مىباشد ضعيفترين
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٧٢