وجود دارد در اين صورت نميتوان اين صفت را بديگر افراد بشر تعميم داد باعتبار خصوصيّت انسانيّت كه همهء افراد بشر در آن مشترك هستند زيرا براى گروه زنگيان خصوصيّتى است مفهومى كه آنان را از ديگر افراد بشر ممتاز ميسازد .
و هرگاه از براى استقراءكننده امكان آن باشد - كه بهر راهى - اقامهء برهان كند بر اينكه آن خصوصيّت مفهومى كه موجب امتياز افراد مورد استقراء از ديگر افراد شده است هيچ تأثيرى در آن صفتى كه استقراء در آنباره انجام گرفته است ندارد ميتواند آن صفت را تعميم دهد پس در مثال استقرائى كه ميگويد هر عددى كه با عدد - 5 - آغاز شود قابل قسمت بر - 5 - خواهد بود باستناد اينكه عددهاى 5 و 15 و 35 و 45 و 65 و 95 را ملاحظه نموده است مىبينيم كه فرقهائى كه موجب امتياز اينعدد از ساير عددهائيكه با 5 شروع مىشود هستند امكان آن نيست كه تأثيرى اثباتا يا نفيا در قابليّت تقسيم عدد بر 5 داشته باشد زيرا آن فرقها از آنجا پيدا شده كه عدد عشرات افزايش يافته پس رقمهائى كه مورد استقراء بودهاند عدد عشرات در آنها ميان صفر و 9 بوده است يعنى بده نميرسد در صورتى كه در عددهاى ديگرى كه مورد استقراء واقع نشدهاند از قبيل عدد 105 و 215 عدد عشرات در آنها از 9 زيادتر مىباشد ولى افزايش عدد ده بر عدديكه خود قابل قسمت بر 5 است نميتواند آن را از قابل تقسيم بودن بر 5 خارج سازد زيرا كه عدد 10 خود قابل قسمت بر 5 مىباشد و اضافه كردن رقمى كه قابل قسمت بر عدد معيّنى است بعدديكه قابل قسمت بر همان عدد معيّن بوده است نميتواند عدديرا نتيجه دهد كه قابل قسمت بر آن عدد معيّن نباشد ، و از اينجاست كه ميتوان با ملاحظهء فقط دو عدد 5 و 15 بتعميم مطلوب رسيد با توجه باينكه عدد ( 10 ) قابل قسمت به 5 است و با توجه باينكه اضافه نمودن يكى از دو عدديكه هردو قابل تقسيم بر عدد معيّنى هستند بر ديگرى نتيجهاش آن نخواهد بود كه مجموع آن دو عدد قابل قسمت بر آن عدد معيّن نباشد .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١١٢